جایگاهِ همیشگی ما (۲۹۸-۰۰۹)

پیشتر در یکی از نوشتارهای خود بدین مسئله اشاره کرده بودم که ما نه به آب و نه به غذا، بل به درصدی از حقیقت که نزد ماست، خواهیم زیست. این جمله نیاز ما به مسایل پایه ای حیات را نفی نمی کند، زیرا که این مسایل، مقولاتی حیاتی و مسلم هستند. پس غایت این جمله چیست؟ این جمله قرار است که چه درسی برای ما داشته باشد؟

هدف از بیان این جمله این است که بدانیم تا به چه حد برای نیل به یک زندگی آگاهانه به داشتن ذخیره ای از حقیقت جهان نیازمندیم. این جا مراد از واژه ی حقیقت، یک حقیقت ماکسیمال و یا متافیزیکی محض از نوع فلسفی آن نیست؛ اینجا واژه ی حقیقت می بایست که بالمعنی الاعم نزد مخاطب مستفاد گردد.

حقیقت در این مقام مینیمال و ساده است: اینکه نباید در کار دیگران دخالت کنیم؛ اینکه به تفاوت های برحق و ذاتی دیگران احترام بگذاریم؛ اینکه بایستی مهربان باشیم و کلی اینکه ی دیگر که هر انسان فطرتا بیداری، آن ها را به شهادت قلب خود می داند. این درس ها در زندگی عمدتا با آموزش های سال های نخستینِ حیات فرد آموخته می شوند. این یک مسئله ی بدیهی است اما من می خواهم به پروسه ی آموختن حقیقت عام زندگی از منظر دیگری نیز نگاه کنم.

به گمان من درد، رنج و غمِ بستره ی زیست-جهان انسان مهمترین مُدرس چنین درس هایی است که من نام آن را «واحد حقیقت دانشکده ی زندگی» می گذارم. دردها، رنج ها و غم ها به هر شکلی که متجلی گردند، برای ما درس هایی آموختنی دارند. دردِ سرطان، رنجِ زیستن با دیگرانی متخاصم و یا غمِ حادثه از بی اخلاقی های خودمان، به ما درس می دهند. آن ها ما را آموزش می دهند. آن ها آموزگاران ما هستند.

در برهه هایی از زندگی شخصا دچار مصایب سترگی شده ام که مدت های طولانی به درازا انجامیده اند: شش، هفت ماه درگیر یک بیماری بودن، درگیر یک مشکل اعصاب و روان گشتن، درگیر یک رابطه ی اشتباه شدن و کلی چیزهای دیگری از این قسم… شاید این ها تجربیات همگی ما باشند. تجربه های این چنینی به ما درس می دهند و جالب تر اینکه در دوره هایی که گمان می کنیم حالمان رو به بهبود است؛ نگران می شویم که شاید درس های دیگری بوده که متاسفانه هنوز نیاموخته ایم.

با خود می گوئیم کاش این برهه اندکی دیگر طول بکشد تا من هر آنچه را که لازم است، بستانم. حتی گاهی می ترسیم که درس های آموخته را فراموش کنیم و دوباره در مقام همان احمق سابق بمانیم. ما حتی دلتنگ مصائب خود می شویم زیرا که برای رسیدن به درصد بیشتری از حقیقت که زندگی ما وابسته بدآن است، نیازمند آن ها هستیم. ما دانش آموزان این خطه ایم: خطه ی دردها، رنج ها و غم ها؛ برای همیشه ی همیشه…

۱۲۱۱۹ – ۱۲۱۱۸

یک دیدگاه برای “جایگاهِ همیشگی ما (۲۹۸-۰۰۹)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *