زبانِ مادریِ من (۲۸۹-۰۰۹)

زبان مادری من ترکی آذربایجانی است. این را از آن جهت می گویم که همیشه دیده و شنیده ام که ایشان در خلوتِ خود هنگامیکه مشغول بلند بلند فکر کردن هستند، به این زبان با خود حرف می زنند. اما من ترکی آذربایجانی بلد نیستم و این خیلی عجیب است که من زبان مادری خود را نمی دانم. شاید باید جمله ی آغازین این نوشتار را اصلاح کنم و بنویسم: زبانِ مادر من ترکی آذربایجانی است.

مادر من فردی دوزبانه است. او همچنین به زبان فارسی نیز تسلط کامل دارد، اما من فقط فارسی صحبت می کنم. اگرچه ترکی آذربایجانی را تا حد زیادی می فهمم، ولی بسختی بتوانم یکی، دو جمله در این زبان با دیگران همکلامی کنم. چرا این اتفاق افتاده است؟ چرا من، زبان مادری ام، زبانِ دوم مادرم است و نه زبان اول و اصلی ایشان؟!

من این پرسش را سالهاست که از مادر عزیزم می پرسم و او همواره به من جواب داده است: بخاطر لهجه نداشتن در زبان فارسی!!! و بخاطر این مسئله والدین من تصمیم گرفته اند که من و سایر اعضای خانواده ترکی حرف نزنیم. من و سایر اعضای خانواده از دانستن زبان مادری خود محروم شده ایم فقط و فقط به این دلیل که در شهری زندگی می کرده ایم که زبان رسمی اش، چیزی غیر از ترکی بوده است و احتمالا در آنجا ترک ها را بخاطر لهجه شان دست می انداخته اند.

۱۲۱۰۸

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *