مغالطه ی نمونه گیری (۲۷۹-۰۰۹)

یکی از روش های هوشمندانه ی مغالطه در حین مجادلات، مغالطه ای است که آن را مغالطه ی نمونه گیری نامگذاری کرده ام. تعداد زیادی از افراد اهل جدل در حین بحث های خود به این مغالطه تمسک می جویند که جا دارد مخاطب آگاه از شکل غیرصوری آن باخبر باشد تا در حین رویارویی با آن، بسرعت آن را تشخیص داده و مقهور طرف مغالطه کار نگردد.

در این مغالطه، فردِ خاطی در حین یک مقایسه {که می تواند در اساس مقایسه ای مع الفارق (تمثیل ناصواب) نیز نباشد} بشکل جانبدارانه ای در آوردن نمونه ها دست به شیطنت می زند. مثلا او در حال مقایسه ی موسیقی کلاسیک و موسیقی مدرن است و قصد دارد که نتیجه گیری کند که موسیقی کلاسیک از موسیقی مدرن بهتر است؛ در چنین موقعیتی او نمونه هایی از بهترین و فاخرترین قطعات موسیقی کلاسیک را مثال آورده و آن ها را در مقابل بدترین و جلف ترین نمونه های موسیقی مدرن قرار می دهد و بدین ترتیب رای به پَست تر بودن موسیقی مدرن در مقایسه با موسیقی کلاسیک خواهد داد.

برای اجتناب از مغالطه ی نمونه گیری باید تلاش شود که بهترین نمونه های هر کلاسی با یکدیگر مقایسه گردند. در شکل مع الفارق آن نیز محض مثال می توان سیب های رسیده و درخشان را با پرتقال های گندیده مقایسه کرد و نتیجه گرفت که سیب از پرتقال میوه ی بهتر و خوشمزه تری است. جا دارد که دانشجویان منطق و فلسفه نسبت به این مغالطه آگاه بوده و با هوشمندی و درایت از نیات چنین پارتیزان هایی پرده برداری کنند.

دی‌داد

۱۲۰۹۳

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.