شنونده ی خوب (۲۷۵-۰۰۹)

وقتی به گفتگوهای روزمره بین عمده ی انسان ها دقت می کنم، شوربختانه متوجه می شوم که در گفتگوها ارزش چندانی برای سخنان گوینده از طرف شنوندگان لحاظ نمی گردد.

محض نمونه فرد الف در حین شنیدن یک قطعه ی موسیقایی به فرد ب می گوید: “این خواننده غوغا کرده است. من واقعا عاشق سبک کارهای وی هستم.” فرد ب اما بلافاصله می گوید: “نه! من از او و کارهایش اصلا خوشم نمی آید. من کارهای فلان کس را دوست دارم.” و اگر فرد الف اهل جدل باشد، کلا مسیر گفتگو از خوشایندهای طرفین فاصله خواهد گرفت.

هر گونه به ابتذال کشیده شدن بحث ها، در درجه ی نخست ریشه در همین عدم خویشتن داری شنوندگان دارد. واقعا چرا فرد ب می بایست که نظر خود را بازگو کند؟! چه دلیلی وجود دارد که او بخواهد اعلام کند که کارهای خواننده ی مزبور محل علاقه ی وی نیست؟! آیا او نمی تواند که بعدتر خود در موقعیت مشابه دیگری در پیرامون عشق خویش به خواننده ی محبوبش داد سخن سر دهد؟! قطعا که او می تواند، اما عدم بلوغ فکری اش این اجازه را به او نمی دهد.

هدف از این نوشتار اشاره به این مطلب ساده است که ما بهتر است در گفتگوهایی که دیگران آغازگر آن هستند، از خوشایندهای خود دم نزنیم. ما قرار است که شنونده باشیم زیرا که شخص ما گفتگو را آغاز نکرده ایم. یک شنونده ی خوب بایستی در وهله ی نخست به دنبال این باشد که به گوینده این تضمین را دهد که پیغامش بخوبی منتقل شده است، نه اینکه در هر زمینه ای نظر خود را نیز ایراد کند.

دی‌داد

۱۲۰۸۹

یک دیدگاه برای “شنونده ی خوب (۲۷۵-۰۰۹)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *