معجزه ی طبقه بندی (۲۵۴-۰۰۹)

پیش از آنکه دستنامه ی تشخیص اختلالات و ناهنجاری های روانی بطرز مطلوبی همه گیر شود، بسیاری از اختلالات بشکل جدا از هم در ادبیات گفتمان های روانشناسانه مطرح می گشتند. بعد از این دستاورد بزرگ (که البته هر ساله در حال تکامل یافتن بیشتر و بیشتر است) بود که بسیاری از ناهنجاری های مستقل در گذشته، امروزه صرفا بشکل علایمی از نابهنجاری های دیگر شناخته می شوند.

مثلا اختلال هیپوکُندریا (خودبیمارانگاری) سابقا بشکل مستقل مورد مطالعه قرار می گرفت اما امروزه صرفا چونان یکی از علایم اختلالات پایه ای تر همچون اضطراب و یا افسردگی مزمن شناخته می گردد که این مسئله حرکت بسیار بسیار خجسته ای است.

گویا بشر توانسته است که با لیست کردن بیماری های روانی پی ببرد که کدام در مقایسه با دیگر موارد بنیادی تر بوده و از این رو بفهمد که کدامیک را می توان از مصادیق و یا حالات خاص دیگری برشمرد؛ دقیقا همانند حرکتی که ۲۵۰۰ سال قبل ارسطو در زیست شناسی رقم زد وقریب به دو قرن پیش نیز مندلیف شاهکار جدول تناوبی خود را با الهام گرفتن از او منتشر ساخت.

طبقه بندی اختلالات روانشناختی کمک بسیار زیادی به مطالعه و نهایتا حذف و اصلاح اختلالات کرده است و ما هم اکنون قادر هستیم که با دقت بسیار بالایی تبار ناهنجاری را مورد مداقه قرار داده و در راستای درمان و پیشگیری از عود دوباره ی آن ها اقدامات مقتضی را به انجام رسانیم.

۱۲۰۶۰

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *