علم ادبیات معاصر (۲۴۲-۰۰۹)

هنر ادبیات از میانه ی سده ی بیستم تا به امروز (نیمه ی اول قرن ۲۱) دقیقا به اندازه ی ریاضیات محض و فیزیک مدرن توسعه یافته در این برهه، مقوله ای پیچیده و تخصصی است. دیگر آن روزها گذشت که کسی قلم به دست گرفته و تراوش های فکری خود را بدون هرگونه ساختار اندیشیده ای بر روی کاغذ آورده و اسم ادبیات را بر آن گذارد.

اگر کسی قرار است که کاری فاخر در حوزه ی ادبی ارایه کند، می بایست که به اندازه ی یک ریاضیدان و یا فیزیکدان رتبه یک، اهل مطالعه باشد. او بایستی در هر سال حداقل چند ده کتاب خوب را خوانده و یا حداقل نقد آن ها را از نظر بگذراند.

هنر ادبیات در این دوره بنوعی در حال علمی شدن بوده است. حتی می توان گفت که ادبیات محملی برای بیان عقاید ایدئولوژیک نویسنده بوده و دیگر اُدَبا نیز شبیه به فلاسفه، جهان بینی های دانش محور ارایه می کنند. ادبیات بویژه شق پُست مدرن آن یک اقیانوس است: اقیانوسی به عمق و وسعت اقیانوس کبیر…

البته نمی خواهم که اسم آن را رستم گذاشته تا سپس از نامیدش به هراس افتم؛ بلکه هدف از این سخن ها اشاره به جدی شدن این عرصه است بقسمیکه هر آنکس که مایل است تا در این وادی حرفی برای گفتن داشته باشد، با آمادگی کامل پا به این صحن و سرا گذارد.

سرآخر اینکه در وادی ادبیات خلاقیت همواره از آنِ جوان هاست. جوانان کوشا با مطالعه ی جدی و پرورش خلاقیت خود قادر خواهند بود که گشاینده ی باب هایی جدید در این عرصه بوده و ادبیات روز را گام هایی به جلو هدایت کنند…

۱۲۰۴۵

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *