هفت ستونِ فلسفه ی زندگی (۲۳۷-۰۰۹)

عبارت فلسفه ی زندگی یک عبارت غیرتخصصی است. ما در هیچ یک از شاخه های فلسفه چیزی به اسم فلسفه ی زندگی نداریم. هیچ شاخه ای در فلسفه با نام فلسفه ی زندگی نامگذاری نشده است. پس با این اوصاف فلسفه ی زندگی چیست؟! فلسفه ی زندگی نام دیگر ایدئولوژی فردی و یا جهان بینی زندگی شخص است. این ایدئولوژی شخصی می تواند متاثر از دستاوردهای فلسفی در حوزه های مختلف بویژه متافیزیک و یا اخلاق باشد، اما خودِ آن ها نیست.

من در کارهای مکتوب خود، نام نوشتارهای جهان بینانه را بر این قسم کارهای خود نهاده ام. در کارهای من بکرات واژه ی جهان بینانه به چشم می خورد و هر جا نوشته ای با این عبارت برچسب خورده است، نوشته ی مزبور می بایست که در حوزه ی فلسفه ی زندگی قلمداد شود. کارهای جهان بینانه ی من دارای هفت ستون کلی (یک ستون یا اصل به ازای هر یک از لایه های بنیادین وجود طبق «نظریه ی روابط بنیادین در وجود آدمی») هستند که در اینجا قصد دارم که آن را بشکل خلاصه توضیح دهم. پس با هم می خوانیم:

لایه ها: جسم، ذهن، روان، غریزه، اراده، وجدان، فراوجدان (روح).

یک) اصل (منتسب به) جسم (اصل زادروز / اصل سرآغاز):

در زندگیِ هر کس فقط و فقط یک تاریخ اصیل وجود دارد و آن هم تاریخ تولد وی است. تاریخ تولد ما هر زمانی که باشد، خروجی اش یک عدد است که رقم سن ما را نشان می دهد، این عدد هر ساله بالا می رود و هرچقدر این عدد بالاتر باشد، نشانه ی نیکوتری است بر این اساس که فرد مزبور از روان غنی تری برخوردار است. این عدد را بهتر است که عاشقانه دوست داشت.

دو) اصل ذهن (اصل اصالت حال / اصل پرزنتیسم):

هیچ زمانی جز زمان حال وجود ندارد. اراده ی ما صرفا در زمان حال به کار می افتد و این یعنی اینکه ما صرفا در حال بر خود کنترل داریم. گذشته و آینده بهتر است که در لحظه ی خودآگاهی بجهت نیل به آرامش، به دست فراموشی سپرده شوند.

سه) اصل روان (اصل خودتعریفی / اصل تعریف خویشتن):

هر کسی بهتر است که بتواند خود را در یک جمله برای خود معرفی کند. این جمله نیکوست بنحوی باشد که فرد مزبور براحتی آن را به یاد آورده و هر زمان که بخاطر فشارهای زندگی در حال فراموش کردن خود بود، همچون مانترایی آن را برای خود تکرار کند.

چهار) اصل غریزه (اصل تشریفات):

هر کسی بهتر است که به متدهای شخصی برای مراقبه مسلط شود. مراقبه یعنی تماشای محتوی ذهن در سکوت. مراقبه می تواند جنبه هایی از تنفس و تفکر را نیز در دلِ خود داشته باشد.

پنج) اصل اراده (اصل اراده ی حایل / اصل درخشش اراده):

هر کسی بهتر است که بتواند تکانه های خود (بویژه تکانه های جنسی) را کنترل کند. خوبتر است که تکانه های ما در ظرف مناسب شان بیان شوند. پس با حایل اراده از تبدیل شدن تحریکات ضمنی به تحریکات مستقیم جلوگیری کنیم.

شش) اصل وجدان (اصل لوجیکو-پولیتیکوس / اصل منطقی – سیاسی بودن / اصل تدبیر):

راه درست نه دروغگویی افراطی است و نه راستگویی تفریطی. راه حل در این باره تدبیر متعادل است.

هفت) اصل فراوجدان (اصل روحانی هستی آدمی):

مدیریت کنش ها و واکنش هایمان بهتر است که مبتنی بر اصولی که برآیند خصلت های وجودشناختی ما هستند، انجام شوند. نیکوست که در رابطه با چرایی و چگونگی کنش ها و واکنش هایمان در ارتباطات بینافردی مان تعمق لازم را داشته باشیم.

سخن آخر اینکه این هفت ستون عملا رویه های وسطایی هستند که تجلی ارزش های راستین انسانی (رویه های اُولی) را در زندگی انسان تضمین می کنند.

۱۲۰۴۰ – ۱۲۰۳۹

5 دیدگاه برای “هفت ستونِ فلسفه ی زندگی (۲۳۷-۰۰۹)

  1. درود بر شما دی‌داد گرانمایه
    از خواندن این جستار سود بردم و شاد شدم
    درود بر شما آموزگار خردمند و مهربان
    که خود مهربانی و خردمندی را از والاترین و نیکوترین مفاهیم زندگی مردمان می دانم
    کامیاب و پیروز باشید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.