خواستن و نخواستن (۲۳۳-۰۰۹)

مواجهه با مشکلات و مصائب زندگی و یا حتی خطرهای بالقوه که تهدید کننده ی خوشی، آرامش و شادی ما هستند؛ شجاعت بسیار می طلبد. این مواجهات فشارهای روانی سترگی را بر افراد مستولی ساخته و از سر این مسئله عمده ی انسان ها تمایلی به این دست روبرویی ها ندارند زیرا که درد و رنج روانی عاید آن ها خواهد شد.

ما بشکل کلاسیک به این مسئله شرطی شده ایم که از درد و رنج خود را مصون و دور نگاه داریم، همین فرآیند بر روان ما تسری یافته و خروجی اش سرکوب دایمی هر آن چیزی است که در پس فکرمان گمان می کنیم ما را دردمند و رنجور خواهد ساخت. اما این تمام ماجرا نیست. ما این توان را نداریم که همواره مشغول سرکوب باشیم. انرژی و قوایی که صرف فرار کردن و سرکوب نمودن افکار و احساسات ناخوشایند می گردد، بهتر است که صرف حرکت ارزشمندتری گردد و آن حرکت یک مواجهه ی مستقیم با مشکل است.

خواستن و نخواستن دو روی یک سکه هستند. اگر کسی طالب شادی است، توامان نمی خواهد که غمگین باشد و اگر کسی نمی خواهد که غمگین باشد؛ همانا طالب شادی است. اما این شادی با دور زدن مصائب رقم نمی خورد. ما می بایست که از دل نخواست هایمان عبور کنیم. ما می بایست که برای رسیدن به شهر روشن و گرم شادی از دل جنگل تاریک و سرد غم عبور کنیم. مواجهه با نخواسته ها، کلید رسیدن به خواست هاست و این مهم در طولانی مدت فقط و فقط با مواجهه ی مستقیم با چالش های پیش رویمان تحقق خواهد یافت.

۱۲۰۳۵

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *