شادی در تقابل با کمال (۱۹۱-۰۰۹)

شادی از کمال عالی تر است. پیشتر این جمله را در یکی از نوشتارهای خود در پیرامون مفهوم شادی ارایه کرده بودم. شاید برای عده ای این مسئله گنگ بنظر آید که چرا اصلا می بایست مقایسه ای بین این دو صورت گیرد؟! یا مثلا اینکه این دو مفهوم می توانند لازم و ملزوم یکدیگر و یا حتی دال و مدلول هم باشند بنحویکه آنکسی که شاد است، کامل است و آنکس که کامل است، شاد است.

من مخالف این ایده ها نیستم اما آن ها را تمام ماجرا نمی دانم. شادی غایتِ زیست بشر است. هر چیزی در زندگی می بایست که در راستای شادی بوده و نهایتا شادی نیز قربانی چیزی غیر خود نشود.

خود را مثال می زنم. تقریبا بیست سالی است که این زندگی را وقف کمال کرده ام. کمالگرایی من در برهه هایی حتی شکل وسواس گونه و رنج آور به خود گرفته است. ۱۰ سال قبل من خیلی خیلی کمتر از هم اکنونم کامل بودم اما بعضا از اکنون خود شادتر بودم. من بعنوان یک کمالگرا اشتباه می کردم زیرا که غایت زندگی را کمال می دانستم.

آنچه که آن را ایراد کمال می نامم، بی معنایی آن است. کمال تعریفی ندارد و آدمی را دچار این افسون می کند که هنوز حادث نگشته است. علیرغم همه ی تلاش های کمالخواهانه، فرد کمالگرا هنوز نمی داند که به چه درصدی کامل است. اما شادی اینگونه نیست. شادی و احساس ملازم با آن یک مسئله ی بلاواسطه است. تو می دانی که شادی و از سر این شادی تماما از آنچه که آورده ساخته ای بهره مند می گردی.

با عنایت به این موضوع، من یک انسان شاد را از یک انسان کامل، کاملتر می دانم.

۱۱۹۹۱

2 دیدگاه برای “شادی در تقابل با کمال (۱۹۱-۰۰۹)

  1. سلام و سپاس فراوان از لطف و مهر شما جناب دی داد. ممنون بابت نوشته های خوب و قابل تأمل تون. همیشه پویا و بالنده باشید!

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *