سیلی – سرخی – کبودی (۱۸۶-۰۰۹)

هستند کسانی که بعلت خصلت های نیک و یا غرور اخلاقی شان هنگامیکه در بستر زندگی به مصائبی دچار می گردند، دندان بر جگر گذاشته و از احوالات خود با دیگران صحبتی به میان نمی آورند. این عزیزان با سیلی صورت خود را سرخ نگه می دارند و برای اطرافیانشان همچون کوه های مستحکمی هستند که در زیر بار فشارهای زندگی خم به ابرو نیاورده و پشت دو تا نمی کنند.

اما این تمام ماجرا نیست. زمانی سرآخر طاقت ایشان تمام شده و لازم است که برای رفع مشکل خود از دیگران مدد طلب کنند. در این موارد، دیگران اعتنای چندانی به مصائب ایشان نمی کنند زیرا باور ندارند که یک مشکلِ یک شبِ قادر باشد که ایشان را اینگونه از پا درآورد. اما همانطور که در بالا گفته شد، آنها چیزی از تاریخچه ی مشکلات این عزیزان نمی دانند. آن ها فکر می کنند که این مشکل، مشکلی یکی دو روزِ است و این دوستان قدرتمند دوباره همه چیز را از نو خواهند ساخت.

زنی که با همسرش مشکل دارد اما برای حفظ آبرو سال ها این را به کسی (بویژه خانواده ی خودش) اطلاع نمی دهد، روزیکه چشم خود را بر هر چیزی ببندد و سر از خانه ی پدری درآورد، مگر در کت خانواده اش خواهد رفت که او همسری پلید داشته است؟! مردی که از مشکلات اضطراب، افسردگی و یا وسواس های فکری خود با کسی صحبت نمی کند، آن زمان که پس از سالها تحمل فشار روانی از پا افتد، مگر کسی باور خواهد کرد که او تمامی این سال ها مشکل داشته و در رابطه اش با کسی صحبت نکرده است؟!

پس بیائیم با سیلی صورت هایمان را کبود نکنیم. مشکلات را به دیگران اطلاع دهیم. از آنان کمک بگیریم. دیگرانِ امین را در جریان ناراحتی هایمان قرار دهیم تا مبادا اینگونه روزی از درون و برون فرو بپاشیم، فروپاشیدنی که جمع کردنش در پرتو انکارهای دیگران کار چندان ساده ای نخواهد بود.

۱۱۹۸۳

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.