اطلاع رسانی های نادرست (۱۸۴-۰۰۹)

یک زبانزد باستانی می گوید: “کار خوب را می بایست که همچنین بطریقی خوب انجام داد.” قصد دارم که این ماکسیم را در اینجا سنگ بستر انتقادی قرار دهم که متوجه عده ای از فعالان حوزه ی سلامت روان (رواندرستی) است.

شاهد بوده ام آنانی که قصد دارند در رابطه با مسایل روانی آدمی (بویژه اختلالات مرتبط با آن) روشنگری و اطلاع رسانی نمایند، در انتخاب ادبیات خود حساس نبوده و بنحوی نوشته و یا صحبت می کنند که در پس کلامشان نوعی انگ (stigma) و شماتت در وصف آنانی که از این قسم اختلالات رنج می برند، وجود دارد. این مسئله خود را بخصوص در رابطه با هر گفتمانی بتوسط این عزیزان در وصف اختلالات شخصیتی نشان می دهد (بگذریم که اکثریت مهمترین چهره های تاریخ بشر در تمامی حوزه ها، انسان هایی دچار اختلالات شخصیتی بوده اند).

محض مثال، کارشناسی در حال معرفی اختلالِ شخصیتی “شخصیت ضداجتماع” است، اما هر کسی که نداند گمان می کند که ایشان در حال صحبت کردن درباره ی یک دشمن بشریت است که دستش به خون میلیون ها انسان بیگناه آلوده است. خیر! اینگونه نیست! این ساده لوحانه است اگر فکر کنیم که با انگ زدن به انسانی که از نوعی اختلال در رنج است، جامعه را از شر این اختلال در امان نگاه داشته ایم.

ضمن بازگشت به مثال فوق شایان ذکر است آنکس که از این اختلال در رنج است، خود علاوه بر مسایل وراثتی، قربانی یک کودکی پرتلاطم و آسیب دیده می باشد. هرگونه اطلاع رسانی فراتر از بازتکرار طوطی وارانه ی اطلاعات می بایست بشکل اخلاقی شرایط را جهت فهم و مُدارِکه ی موقعیت و دردهای انسان ها تلطیف کند.

۱۱۹۷۸

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.