نظریات جدید در باب افسردگی (۱۸۱-۰۰۹)

در حال حاضر (اواخر سال ۲۰۱۷) تحقیقاتی در دانشگاه کیمبریج در حال انجام است که بموجبشان نشان داده شده است که افسردگی نوعی بیماری التهابی جسمانی است. این پژوهش ها بر این نگاه بنیادین استوار هستند که روان از مغز جدا نبوده و هر آنچه که اختلال روانی قلمداد می گردد، مسئله ای مرتبط با جسمانیت مغز آدمی است.

سابق بر این تصور می شد که مغز و سیستم ایمنی ارتباط چندانی با یکدیگر نداشته و آنچه که سیستم ایمنی نامیده می شود، بشکل مستقل از فرامین مغز در حال انجام وظیفه ی خود است. اما این پژوهش های اخیر تا حد زیادی این پندار را نقض می کنند.

در این راستا زیست شناسان تکاملی نیز فرضیاتی در حول ارتباط تکامل سیستم ایمنی و افسردگی پیدا کرده اند. از نظر ایشان جانداری که به عفونتی مبتلا می گردد، افسرده می شود و این افسردگی تحت تاثیر التهابات فیزیولوژیک منتج از فعالیت سیستم ایمنی بدن اوست.

در تکاملِ “فردانگار” افسردگی سبب ساز می شود که جاندار از حرکت خود کاسته و از سر این عدم فعالیت ها فرصت کافی نبرد را علیه عامل بیماری زا به بدن خود دهد. از نظر تکاملِ “گروه انگار” نیز این مسئله سبب می شود که در صورت ویروسی بودن بیماری مربوطه، بیماری به دیگر اعضاء گروه انتقال پیدا نکند.

در صورتیکه این تحقیقات درست باشند، انقلابی در زمینه ی داروهای مرتبط با اختلالات خلقی شاهد خواهیم بود بنحویکه داروهای ضدالتهابِ ویژه جایگاه داروهای فعلی را (که تمرکزشان بر انتقال دهنده های عصبی مغز است)، از آن خود خواهند کرد…

۱۱۹۷۳

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.