پارادوکس حق انتخاب (۱۷۳-۰۰۹)

تقریبا همه بر این باور هستند که داشتن حق انتخاب های گوناگون مسئله ی نیکویی است و می تواند به موفقیت منجر گردد، اما من در این جا می خواهم نشان دهم که اینگونه نیست و دقیقا چونان مسایل دیگر که در آن ها مقدار زیادی از یک چیز خوب منتهی به یک خروجی بد می شود، اینجا نیز ما با همین آفت روبرو هستیم.

کسی را فرض کنید که این امکان را دارد که برای ادامه ی تحصیل به خارج از ایران رود. او می تواند تحصیلات تکمیلی خود را در یکی از دانشگاه های خوب دنیا به انجام رساند.

از طرف دیگر بخاطر توانایی های چشمگیرش، در ایران پیشنهادات کاری خوبی به او شده است، جوریکه می تواند بسادگی در یک موقعیت کاری درخشان قرار گرفته و مسیر مزبور را دنبال کند، مسیری که منتهی به دستاوردهای مالی خوبی در زندگی اش می شود.

از یک طرف دیگر هم این امکان را دارد که تماما زندگی اش را حول آرمان های شخصی خود رقم زده و در آن چیزی که بدآن عشق می ورزد، سرآمد شود.

برای چنین کسی آشتی برقرار کردن بین این سه بردار واگرا کار ساده ای نیست و او با این ریسک مواجه است که نتواند به هیچ یک از آن ها به درستی بپردازد، زیرا پا گذاشتن در یک راه مساوی است با عدم تمرکز و خوردن افسوس برای نرفتن به سایر راه ها و غرق شدن در این پندار که شاید راه اعلی، آن راهِ دیگر بود.

اما در مقابل آنکس که انتخاب های زیادی ندارد، براحتی و با طیب خاطر همان چیزی را که دارد می چسبد و در طولانی مدت کامیاب تر نیز خواهد بود…

۱۱۹۶۴

2 دیدگاه برای “پارادوکس حق انتخاب (۱۷۳-۰۰۹)

  1. من خودم بسیار در موقعیت های مشابه قرار میگیرم و اصلا برام دور از ذهن نیست تصور کردن خودم در شرایطی که توضیح دادید. ولی همیشه بعد از گذر از موقعیت های مشابه و برگشت به عقب و نگاه کردن به خودم متوجه شدم که در نهایت اولویت هایی برای افراد وجود داره. چیزی که باعث میشه تصمیم بگیره. و اگر من نتونم تو چنین شرایطی اولویتم رو پیدا نکنم در نهایت نشان دهنده اینه که با خودم کامل نیستم؛ توی همین مثالی که شما گفتید؛ اون شخص درنهایت باید تصمیم بگیره که آیا پول براش مهمه، رویاهای شخصیش یا ادامه تحصیل!؟!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.