خودکمتربینی (۱۵۲-۰۰۹)

در این نوشتار به بررسی عواقب اجتماعی گره ی خودکمتربینی (عقده ی حقارت) خواهیم پرداخت. این گره دقیقا نقطه ی مقابل گره ی خودبرتربینی است. عمده ی افراد بر این باور هستند که افرادی که از کمپلکس خودکمتربینی رنج می برند، تاثیری بر زندگی دیگران نداشته و عمدتا با خود مشکل دارند. این گفته اگرچه تماما غلط نیست اما مشکل فرد با خودش بزودی تاثیرش را بر روابط اجتماعی وی نیز گذاشته و آنچه که تماما شخصی بود، عجالتا حالت اجتماعی نیز به خود می گیرد.

اگرچه آنانی که از کمپلکس خودبرتربینی رنج می برند بیشتر در روابط اجتماعی در ذوق مخاطب می زنند اما نقطه ی مقابل آن ها نیز بهمین شکل در روابط اجتماعی برای مخاطبین خود مشکل ساز می شوند و نقطه ی مقابل آن ها همانطور که در بالا مطرح شد افرادی هستند که مبتلا به عقده ی حقارت اند.

یک) کسی که بر این باور است که در مقایسه با دیگران از ارزش کمتری برخوردار است، آنگاه براحتی دیگران را بی ارزش می کند تا از سر این حرکت خود، پندار کمتر بودن خویش را توجیه کند. این یکی از مهمترین دردسرهایی است که این قسم افراد برای سایرین ایجاد می کنند.

دو) بطور کلی این عقده در کسانی بوجود می آید که علیرغم شایستگی هایشان به دستاوردی در زندگی نایل نیامده اند. از این رو همواره از خلال چشم ذهن خود، خود را پایین تر از آن چیزی که لیاقتش را دارند، می بینند و بطریق اولی نیز خیال می کنند که دیگران نیز به همین ترتیب از بالا به آن ها نگاه می کنند و این دومین مشکلی است که در ارتباطات اجتماعی آنان پدید می آید. آن ها همواره بر این باورند که دیگران دیدی تحقیرآمیز نسبت به ایشان دارند و از سر این پندار، روابط خود را ناپایدار کرده و مخاطب خود را گیج می کنند.

سه) مشکل سوم نیز در اثر همین ناپایداری روابط حادث می گردد. این مسئله ایشان را همچون افرادی دمدمی مزاج در رابطه جلوه گر می سازد…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.