اراده فقط در حال موضوعیت دارد (۱۴۶-۰۰۹)

در مدل هستی شناختی خود که آن را در نظریه ی روابط بنیادین ارایه کرده ام، لایه های وجودی انسان به ترتیب از پایین به بالا عبارتند از جسم، ذهن، روان، غریزه، اراده، وجدان، فراوجدان. لایه های جسم، روان و فراوجدان لایه هایی پارتیکولار هستند و این بدآن معناست که آن ها فقط و فقط مختص خودِ ما بوده و در هیچ دو نفری شبیه به یکدیگر نمی باشند.

در نمای شماتیک این مدل، این لایه ها چونان دوایری (دو بعدی) و یا کره هایی (سه بعدی) به نمایش در می آیند. مرکز همه ی این دایره ها و کرات در یک نقطه قرار دارد و آن نقطه، مرکز دایره ی (کره ی) مرکزین است. آن نقطه مرکز جسم ماست که مرکز وجود ما نیز قلمداد می گردد. هر آنچه که از سر گذرانده ایم (و این یعنی بعبارتی زندگی گذشته ی ما) تاثیرات خود را بر این لایه های پارتیکولارِ وجود گذاشته و ما بنوعی خاطره ی این زندگی را در لایه های جسم، روان و فراوجدانِ خود حمل می کنیم.

اگر تیغی دست ما را ۱۰ سال گذشته بریده باشد، زخم حادثه از این برش همچنان بر روی دست ما رویت می گردد. روان ما خاطره ی این حادثه را در خود حفظ نموده است. حتی اگر روان ما درد مزبور را نیز از یاد برده باشد، اما رخدادِ آن را از یاد نمی برد. فراوجدان نیز این تاثیر را با کوچک تر شدن (در صورت انجام عمل غیراخلاقی) و یا بزرگ تر شدن (در صورت انجام عمل اخلاقی) در خود پذیرفته است.

همه ی این ها گویا زمانمندی هایی دارند اما آنچه که به هم اکنون ما مرتبط است، لایه ی اراده است. این اراده اگرچه از همه ی این زمانمندی ها تاثیر می پذیرد، اما همچنان به حکم اراده بودن آزاد است که جریاناتی را در این وجود رقم بزند و سیستم را تحت تاثیر قرار دهد. پس بی شک، اراده یعنی هم اکنون و هم اکنون یعنی اراده…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *