انسانِ مقدس (۱۴۵-۰۰۹)

عده ای از انسان ها ما را نمی شناسند، می توان گفت که هفت پشت غریبه اند اما آنچنان در راه حمایت از ما قدم پیش می گذارند که انسان می ماند که ایشان مگر چه شناختی از ما دارند. قطعا هیچ! آنان بی شک آشنای انسانیت هستند. آن ها انسانیت را می شناسند.

آدمی از این همه خوش دلی و مهربانی حیرت می کند. آدمی می ماند و یک دنیا پرسش… پرسش از بابت معادلات ذهنی این نیکوسیرتان. صدالبته از آنکس که طعم شیرین انسانیت را چشیده است، چیز دیگری جز این نیز انتظار نمی رود. مگر می توان انسانیت را شناخت و انسان نشد؟! من فکر نمی کنم.

فضایل متعدد اند و هرکدام بنوبه ی خود واجد اهمیت اند اما بی شک فضیلتی برتر از مهربانی وجود ندارد. آنکس که مهربان است، داناست. دانایی و مهربانی همبسته اند و به هر میزان که انسانی دانا گردد، مهربان خواهد شد. آنکس که انسان است و انسانیت را مشق می کند، طبیعتا خردمندی مهربان است.

من وجود این خردمندان مهربان را مقدس می انگارم. مگر چه چیزی بالاتر از این، از تقدس انتظار داریم؟! تقدس چیزی نیست جز پی بردن به ارزش انسان. اینکه انسان مهم است. اینکه انسان و هستی انسانی همه چیز است و نهایتا اینکه انسان اگرچه در مصداق متعدد اما در گوهر یکی است و از این روست که کمک به دیگران همان کمک به خویشتن است.

یک دیدگاه برای “انسانِ مقدس (۱۴۵-۰۰۹)

  1. تزویج احساس با طراوت ادبی و فلسفه ای ناب؛خود از قلم انسانی مقدس میتراود. قلمی که تراشیده ی شماست. شادباش

پاسخ دادن به س.ح لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *