کمبودها و سرنوشت (۱۴۲-۰۰۹)

سرنوشت انسان ها از کمبودهایشان تغذیه می کند. این مسئله را می توان بشکل علمی نیز توضیح داد. طبیعت از خلا بیزار است و تمام تلاش خود را می کند که آن را بنوعی پُر سازد. وقتی خلایی در جایی (حتی بشکل نسبی) ایجاد گردد، اختلاف پتانسیلی شدید بین آن نقطه و نقاط دیگر حادث می شود. آنگاه جریان ها از سمت جایی که پتانسیل بالاتری دارد به سمت جایی که پتانسیل پایین تری دارد، جاری می گردند. این جریان غایتی جز پر کردن خَلا و مبدل ساختن آن به مَلا ندارد.

در زندگی انسان نیز چیزها به همین شکل تحقق می یابند. انسانی که از کمبود چیزی رنج می برد، با ایجاد اختلاف پتانسیل فیمابین نهاد و اطرافِ محیط بر خود آن چیز را به سمت خود جاری می سازد. کافی است زمین ما پایین تر از خط سطح مبدا باشد، آنگاه تمامی جریان های روان همچون جریان آبی که خود را به زمین پایین دست می رساند؛ به زمین ما جذب می شوند. آنکس که با گسترش ظرفیت های وجودی خود خلاهایی در نهادش موضوعیت یافته اند، خلاهای خود را به این ترتیب پر خواهند کرد.

همه فکر می کنند که خلا کمبودها با آشغال پر خواهد شد اما این فکر غلط است. خلا می بایست پر شود و این به خود فرد بستگی دارد که چگونه این پرشدن ها را مدیریت کند. پیش از هر چیز دیگری، باید بپرسیم که او خودش را برای پرشدن در معرض چه جریان هایی قرار خواهد داد؟! او این ظرف خالی را در زیر کدامین چشمه ی جوشنده نگاه خواهد داشت؟! چشمه ی زلال و یا چشمه ی گندابی؟!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.