گزین گویه ها یا همان جملات قصار (۱۲۳-۰۰۹)

جملات قصاری از بزرگترین چهره های فلسفه، علم و ادب جهان را شنیده و از نظر گذرانده ایم. تحت تاثیر این جملات، خیلی از دیگرانِ نه چندان عمیق نیز بر این باور شده اند که بخواهند جملاتی از خود نوشته و منتشر کنند. من نیز خود به این مهم مبادرت ورزیده و جملات و حتی پاراگراف هایی از خود را مشخصا انتشار داده ام.

نکته ای که بیانش را در این مجال الزامی می دانم، این است که بیش از هشتاد درصد جملات قصار بخش هایی منتخب از نوشتارهای انسان های تاثیرگذار هستند. برای شخصِ خود من که ۹۹ درصد این جملات بخش هایی گزینش شده از مقالاتم بوده و من هرگز در برهه ای از زمان های خود، مشغول نگارش گزین گویه نبوده ام! برای همه ی متفکرین قضیه به همین منوال است.

مثلا در رابطه با کارل مارکس و یکی از معروف ترین گزین گویه هایش با مضمون تکرار تاریخ بار اول بشکل تراژدی و بار دوم بصورت کمدی، این جمله قسمت خیلی کوچک از یک مقاله ی بلند است. نکته ی بسیار مهم در رابطه با این جملات، کیفیت “در-متن-بودگی” آن هاست. یک جمله اوج یک متن است، مثلا قله که اوج کوه است و بی شک نمی توان بدون طی کوهپایه به قله رسید. بدون متن جمله ی قصار بی معناست.

البته که استثناءهایی وجود دارند اما این استثناء ها سبب نمی شوند که کسانی بخواهند بدون متن، جمله ی قصار تولید کرده و بیرون دهند. این قسم جملات قصار (بدون داشتن کیفیت در-متن-بودگی) پشیزی در راستای انتقال اندیشه ارزش نخواهند داشت.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.