آغاز و جریان کار دل (۱۰۸-۰۰۹)

بعضی کارها با هیچ منطقی جور در نمی آیند، اما ما همچنان مایل به انجام دادن آن ها هستیم. اگر هر کسی بنشیند و زندگی خود را مورد بررسی دقیق قرار دهد، به نیکی متوجه خواهد شد که در زندگی کنونی اش به کارهایی مشغول است که با هیچ عقلی جور در نمی آیند اما او علاقه ی وافری برای به انجام رساندن آن ها دارد.

مثلا کسی دوست دارد که برگ های خشک جمع آوری کند. وقتی نگاه می کنیم می بینیم که کار وی مثلا تعمیر وسایل برقی است، اما او دوست دارد که بشکل هر روزه وقتی را برای جمع آوری برگ های خشک اختصاص دهد و یا مثلا اینکه کار ارتزاق فردی دیگر تدریس موسیقی است اما او دوست دارد محض مثال دقایقی را در روز به نوشتن رمان های جنایی اختصاص دهد، رمان هایی که احتمالا هرگز قصد چاپ کردن آنها را نیز نداشته باشد.

خیلی از انسان ها از این دست فعالیت ها در زندگی خود دارند، فعالیت هایی که ربط چندانی به حرفه ی اصلی ایشان نداشته و نه تنها برای آنان دستاورد مالی ندارد بلک سبب ساز می شود که ایشان در تحصیل منابع مالی مورد نیاز زندگی شان با دردسرهایی مواجه شده و یا حتی اینکه دارایی های مالی خود را نیز مصروفِ آن دارند.

بگمان من این دست فعالیت ها همان کار دل این عزیزان است که می تواند در طولانی مدت منشا اثر در زندگی شان گردد. قاعدتا کار دل آن چیزی است که برای ما مستقیما عایدی مالی به همراه نخواهد داشت.

۱۱۸۹۵

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.