او مُدَبِّر است (۱۰۴-۰۰۹)

در زبان فارسی زبانزدی داریم که می گوید: “جز راست نباید گفت؛ هر راست نشاید گفت…” برخلاف عمده ی ضرب المثل های رایج در زبان فارسی، این زبانزد تا حد یک کاندیدای حقیقت، درست است.

خیلی ها در ستایش ارزش راستگویی مدیحه سُرایی می کنند اما این مدیحه سرایی ها نتیجه ای جز متنفر کردن مخاطبین نسبت به پیام و محتوی نصایح ندارد زیرا که مخاطب از جایی در نهاد خود می فهمد راستگویی و صداقت می بایست که حد و حدودی داشته باشد در غیراینصورت چونان بلاهت نمایان خواهد شد.

پیشتر در نوشتار دیگری استدلال کرده بودم که هدف نه راستگویی مطلق است و نه دروغگویی مطلق. بلکه هدف تدبیر داشتن و یا بعبارت دیگر مدبر بودن است. مدبر بودن یعنی لوجیکو-پولیتیکوس بودن و این یعنی سیاست مبتنی بر صداقت. ضرب المثلی انگلیسی می گوید که صداقت بهترین سیاست است.

من این سه مسئله را خیلی نزدیک به یکدیگر در می یابم: آنکه راستگوست و همچنین بشکل درستی و با در نظر داشتن ملاحظات عقلانی، صداقت خود را با تدبیر آراسته و نهایتا سیاست خود را در ارتباط با دیگران مبتنی بر آن قرار می دهد.

چنین فردی به یک شخصیت یک پارچه مجهز گشته است و این اَنتگراسیونِ شخصیتی مهمترین دستاورد و دارایی وی خواهد بود. فهم زبانزد ابتدای این نوشتار یعنی مجهز شدن به یکی از قدرتمندترین استراتژی های کامیابی در عرصه ی زندگی شخصی و حرفه ای…

۱۱۸۹۱

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *