مواضع (۰۹۴-۰۰۹)

از آنجاییکه از ذهن کسی به کس دیگر راهِ ارتباطی مستقیمی وجود ندارد، این خیلی محتمل است که در برخورد با دیگران همواره دچار سوء تفاهم شویم. رفتارهای دیگران را بر اساس مدل های فکری و پندارهای خود مورد تحلیل قرار داده و در اثر این مسئله خیلی پیش می آید که از ایشان برنجیم در صورتیکه ما در کله ی ایشان نیستیم که بدانیم چه می گذرد.

گاهی اوقات از مشاهده ی کردارهای ناسازگار دیگران دود از کله مان بیرون می زند و دلمان می خواهد که بقول عوام جامعه دست انداخته و خفه شان کنیم اما فقط کافی است که شرایطی پیش بیاید که دقایقی با آنان خارج از چارچوب های فکری مان وارد گفتگویی سازنده شویم؛ در آن زمان همه چیز فرق خواهد کرد.

کافی است آدمی در رابطه با کسی دچار یک سوگیری شناختی باشد. مثلا فکر کند که فلان کس قصد اذیت و آزار وی را دارد. آنگاه تمامی قوای احساسی – ادراکی – شناختی اش بر اساس این باور متحد شده و هر گونه گفته و کرده ای از فرد مزبور را نشانه ای در تایید پیش فرض های خود ارزیابی می کند. این می شود که او هرچه زمان بگذرد بیشتر به هپروت خودساخته ی خویش درغلتیده و بیشتر و بیشتر خیال خواهد کرد که مظلوم است و چه و چه!

اما کافی است شرایط جوری رقم بخورد که او بتواند از نگرگاه بیطرف به مسئله نگاه کند. آنگاه در چشم برهم زدنی ممکن است که ۱۸۰ درجه تغییر موضع دهد!!! این است آدمی، موجودی سبک سر…

۱۱۸۸۰

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.