نویسنده ی دروغگو (۰۸۷-۰۰۹)

در هنر ادبیات ما با گونه های متفاوتی روبرو هستیم. این گونه ها در گذر زمان تغییرات و تحولاتی را از سر گذرانده و به چیزی مبدل گشته اند که ما امروزه در اختیار داریم. عمده ی نوشتارهای ادبی و پراکنده ی من همانطور که قبلا اشاره کرده ام (از خلال تکنیک نوشتارنویسی) در ژانر علمی مطرح می گردند.

در این ژانر و با این تکنیک، منِ نویسنده تجربیات خود در زندگی را دستمایه ی آفرینش کارهایی در عرصه ی ادبیات به آن شکلی که وصفش در بالا رفت، قرار می دهم. شاید مخاطب آگاه گمان کند که این دقیقا همان چیزی است که سایر اُدَبا نیز مثلا در باقی گونه های ادبی بدآن مشغول هستند اما من لازم می دانم که وجه افتراقی را در این باره چونان خطی ممیزه بین این ژانر و سایر ژانرها ترسیم نموده تا سرآخر یک نتیجه گیری را عنوان کنم.

در ژانر علمی، نوشتارنویس (برخلاف سایر ژانرها) قوه ی تخیل خود را سرکوب کرده و بجای آن قوه ی تحلیل و استدلال خود را به کار می اندازد. در ژانر علمی، نویسنده حق ندارد که برای انتقال یک پیام، دست به خلق موقعیت ها بزند، بلکه صرفا می بایست موقعیت هایی را یافته که بتوان با توصیف آن ها در انتها یک نتیجه گیری ملموس از مسئله را به مخاطب ارایه داد.

یک نوشتارنویس فعال در ژانر علمی یک نویسنده ی دروغگو نیست. البته تاکید می کنم که یک نمایشنامه نویس نیز که یک نمایشنامه ی حماسی می نویسد، دروغ می گوید اما در آنجا به فراخور طبیعت کار، مخاطب آگاه است که نویسنده از خلال نمادها در حال انتقال پیامی است؛ اما در ژانر علمی همه چیز به گونه ی دیگری رقم می خورد.

این ژانر علمی است. در علم ما دروغ نمی گوییم. ما چیزی خلق نمی کنیم. ما فقط با تحلیل، مداقه و توصیف سر و کار داریم؛ هرچند برای جذاب تر شدن کار، کمی پیازداغ را زیاد می کنیم، اما هرگز موقعیتی را خلق نمی کنیم، بلکه فقط آن ها را می یابیم…

۱۱۸۷۲

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *