حیوانِ انسان (۰۸۳-۰۰۹)

روزهایی که هوا بارانی است، مسافرکش ها آن روی خود را نشان می دهند. زمانیکه در تابستان هوا گرم می شود، کولرسازها آن روی خود را نشان می دهند. موقعیکه هوا سرد می شود، شوفاژکارها آن روی خود را نشان می دهند. زمانیکه ماشین کسی خراب می شود، آن روی مکانیک ها را خواهد دید. این است انسان!

و هرگز مهم نیست که جایگاه اجتماعی فرد چه باشد، رئیس جمهور، معلم، کارخانه دار و یا حتی یک نظافت چی ساده! انسان وقتی در جایگاهی قرار می گیرد که کار دیگران لنگِ وی می ماند، دچار احوالات عجیب و غریبی می گردد. حال برای وی وقتِ کین ستانی است. حال برای وی زمانِ گشودن تمامی عقده هاست. حال باید زهرش را به هر کسی بریزد که تمامی روزهای قبل گویا با وی آنگونه که شایسته و بایسته بوده است، رفتار نشده است!!!

انسان خیلی احمق است. وقتی می گویم انسان، برای همه ی ما که به این گونه ی دوپا تعلق داریم، این توهم پیش می آید که چه هستیم! پس نمی گویم انسان، بلکه منظورم همین حیوان دوپاست.

اگر کسی تکامل درست ذهنی – روانی – فراوجدانی نداشته باشد، در این دست موقعیت ها همانطور که در بالا ذکر آن رفت، رفتار می کند؛ اما برای آنکس که عمری با تفحص در خویشتن به ذاتِ حیوانی خود مسلط شده باشد، انتظار داریم که ذره ای (و فقط ذره ای) غیرحیوانی رفتار کند. متاسفانه آن هایی که قربانی حیوان های دوپا قرار می گیرند، به احتمال زیاد شبیه به همان ها رفتار کنند ولی ما همچنان باید منتظر استثناء ها باشیم.

۱۱۸۶۷

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.