چرخه ی کمالخواهی (۰۵۷-۰۰۹)

آدمی در اثر زندگی بمرور زمان یک مجموعه ی نظری جهان بینانه برای خود دست و پا می کند که این مجموعه عملا وجه نظری وجود وی می گردد. آنگاه با تجربه ی زندگی از خلال این چارچوب بمرور می فهمد که می بایست بخش هایی از این جهان بینی را در راستای انطباق بیشتر با جهان واقع مورد بازنگری قرار داده و این ساحت از وجود خود را با وجه عملی زندگی همنهشت تر سازد.

خروجی این تبدیل و تبدلات آن چیزی است که شاید یک زندگی تعالی جویانه نامیده می شود. با این نگرش می توان ادعا کرد که زندگی در مسیر کمال چیزی جز تبدیل دایمی وجه نظری جهان بینی به وجه عملی آن و بالعکس نیست.

آدمی زندگی می کند، از سر این زندگی الگوهایی را برای خود می سازد، این الگوها را عملی کرده و صحت و سقم آن ها را در عمل می سنجد، این سنجش ها بمدد قوای عقل و منطق رقم می خورند، سپس خروجی سنجش ها نیروی اصلاح کننده ی وجه نظری شده و دوباره این چرخه از نو تکرار می گردد و در سطح زندگی این “تبدیلِ همیشگی” چیزی جز یک زندگی کمالخواهانه نیست…

بی شک آنکس که در راه بهتر شدن دایمی قدم بر می دارد، آن کسی است که در هر لحظه، این جریان را فیمابین وجوه نظری و عملی وجود خویش به کار می اندازد.

در مدیریت چرخه ای داریم با نام PDCA که یعنی برنامه ریزی، انجام دادن، بررسی کردن و اِعمال بررسی ها. این چرخه در مسئله ی مدیریت کمالخواهی بشری نیز چرخه ای ملموس است. ما می بایست که نظامات فکری – زبانی خود را که می توان آن ها را وجه نظری وجود نامید، بشکل دایمی با صرف اراده، عملی کرده و از داده های حاصل از عمل، آن ها را بهبود بخشیم و این چیزی جز کمالخواهی نیست…

۱۱۸۴۰

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.