دوچرخه ی زندگی (۰۴۸-۰۰۹)

زندگی کردن شبیه به ماشین سواری نیست، بلکه بیشتر شبیه به دوچرخه سواری است. ماشین یک بار استارت می خورد و راه می افتد و تا انتهای مسیر نیز دیگر لزومی به روشن کردن مجدد ندارد. ما فقط گاز می دهیم و گاز می دهیم و لحظاتمان سپری می گردند اما زندگی پویای آدمی به این شکل رقم نمی خورد. زندگی جریان مداوم پدال زدن است البته گاهی در سرپائینی ها هستیم و پدال چندانی نمی زنیم اما عمده ی راه های به سمت ترقی سربالایی اند و این پدال زدن جزء لاینفک جریان زندگی است.

سابق بر این گاهی به دنبال یک زندگی از جنس ماشین سواری می گشتم، فکر می کردم این امکان وجود دارد که از لحظه ای موتور این زندگی روشن شده و همینطور تا انتها بدونِ اختیار من به جوش و خروش خود ادامه دهد، اما حالا دیگر چنین نگاهی به زندگی ندارم. هر حرکتی، بزودی با نوعی توقف مواجه است و این توقف برطرف نخواهد شد جز با فشردن دوباره ی پدالی که بالا قرار گرفته تا اینکه این چرخ ها بگردند و ما به اندازه ی یک محیط چرخ ها به سمت جلو حرکت کنیم. گراف زندگی یک خط صعود کننده نیست. این نمودار یک سیکلوید بالا پایین شونده است.

آدمی در سربالایی زندگی پدال می زند، حرکت می کند، می ایستد، دوباره پدال می زند، دوباره حرکت می کند و دوباره می ایستد و این جریان خود را ادامه می دهد. حتی گاهی هم حسابی خسته می شویم، جوریکه لازم است که از دوچرخه ی زندگی پیاده شده و نه رکابی بزنیم و نه حرکتی کنیم تا اینکه تجدید قوا کرده و دوباره حرکت را از نو بیآغازیم… زندگی این شکلی است. زندگی مرکبی نیست که در آن بنشینیم و خودش با یک استارت به راه افتد. زندگی اتومبیل نیست، دوچرخه است.

۱۱۸۳۱

یک دیدگاه برای “دوچرخه ی زندگی (۰۴۸-۰۰۹)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.