ذهنیتِ انگار که همیشه مشکلی هست (۰۳۸-۰۰۹)

پیشتر در نوشتار “نیمه ی خالی و شانس بقاء” استدلال کرده بودم که ذهن آدمی از نظر تکاملی بنحوی کار می کند که همواره نداشته ها را در نظر داشته باشد تا از این طریق شانس بقاء خود را بیافزاید. این مسیر کلی تفکر ماست، اما وقتی همین مسیر کلی، جریان همیشگی این قسم تفکرات را رقم زند، بمرور زمان آدمی در چاله ی ذهنیتی می افتد که من آن را ذهنیتِ “انگار که همیشه مشکلی هست” نامگذاری کرده ام.

کسی که از این ذهنیت مسموم رنج می برد، همانطور که از اسم آن هویداست، همواره گمان می کند که مشکلی در زندگی وجود دارد که می بایست آن را حل کرد. این دست افراد بمرور زمان باور خود به برهه های صلح و آرامش را از دست داده و همیشه خیال می کنند که مشکلی وجود دارد، حتی اگر آن ها به این مشکل برنخورده باشند. آن ها بشکل موشکافانه ای به تعقیب مشکلات رفته و اگر چیزی نیز پیدا نکنند در این خیال غوطه ور می شوند که پیدا نکردن مشکلات، خود مشکلی بزرگ است.

ایشان غافل از این مسئله هستند که آنچه مشکل اصلی شان است حقا که همین رویکرد ذهنی خودشان است. حتی گاهی اوقات نفسِ بیش از حد فکر کردن به زندگی و جریاناتش هنری است نزد ایشان برای خلق مشکلاتی که اصلا وجود ندارند. البته در برخی موارد اینکه کسی از اصل مسئله ی زندگی غافل شده و به دنبال مشکلات رود، این حرکت ایشان را در طولانی مدت از مسایل اصلی زندگی غافل کرده و بی شک مشکلات جدی از همین دریچه سر بر می آورند.

اینکه ما اینگونه تکامل پیدا کرده ایم یک چیز است، اما اینکه بخواهیم صرفا بر آن مدار بمانیم چیز دیگری است. مثل اینکه کسی شبانه روز به این بهانه که تکامل ما در گرو خوردن است، مشغول خوردن و آشامیدن باشد…

۱۱۸۱۸

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.