تورش ذهن بتوسط روان (۰۳۰-۰۰۹)

وقتی صحبت از تکامل آدمی می شود، خیلی ها به خطان گمان می کنند که منظور تکامل جسم شناختی و یا همان فنوتیپی است، در صورتیکه منظور از تکامل با دانسته های امروزی علم، تکامل ژنتیکی و یا همان تکامل ژنوم موجودات است. ژنوم آدمی است که بیان ژن هایش این کیفیات جسم شناختی را رقم می زند.

وقتی حرف از تکامل مغز بشری زده می شود، این سخن جایی در نهاد خود منظورش بصورت تلویحی تکامل ژنوم آدمی است. ژنوم گونه ی ما خروجی ژنوم گونه های ماقبل خود است، گونه هایی که عمدتا منقرض گشته اند. یکی از کیفیاتی که در مغز آدمی حادث شده است، کیفیت خرد، ذهنمندی و یا همان خاصیت حل مسئله است که می توان آن را به بخش تحلیلی – منطقی مغز نسبت داد.

بخش منطقی، تکاملی متاخر در مقایسه با بخش تحلیل های احساسی – عاطفی دارد. این بدآن معناست که موجودات زنده ای پیش از گونه ی ما قبل از آنکه به رفتار حل مسئله مجهز گردند، رفتارهای تحلیل احساسی – عاطفی را بروز می داده اند.

مغز گونه ی آدمی از نظر تکاملی نسبت به مسایل احساسی – عاطفی پاسخ های قوی تری ابراز می دارد و این از آن جهت است که در بالا اشاره شد، یعنی قدمت تکامل ژن های احساسی بشر در مقایسه با تکامل ژن های منطقی – استدلالی آن. از این رو آدمی در مواجهه با مسایل (بشکل جبرا ژنتیکی) بیشتر بعد احساسی آن ها را در نظر می آورد تا بعد منطقی آن ها را.

با ادبیات فلسفی نظریه ی من (نظریه ی روابط بنیادین در وجود آدمی) ذهن در بستر روان دست به تخیل زده و بدین ترتیب روان به این ذهنمندی تورش می دهد. نتیجه گیری نهایی اینکه ژن های مرتبط با ذهنیت، مظروفِ ظرف ژن های مرتبط با روانمندی اند.

۱۱۸۱۰

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.