چند نقل قول (۲۸__۴۱_۰۲۹-۰۰۱)

هایدگر می گفت که جهان، خود، خود را جهانیده است.

این خبر کاملا صادقانه بنظر می آیند. طبیعت نیز انسان را انسانیده است و این انسانیدگی بمدد تغییرات طبیعت رخ داده است. این طبیعت روزی نیز انسان را می میراند و این میرندگی نیز دوباره بمدد تغییرات طبیعت رخ می دهد. مرگ چونان ماحصل تغییرات طبیعت برای تک تکان ما خواهد بود و تغییرات عمده تر برای همگان ما کفایت خواهد کرد.

این زندگی بقول نیچه: “جرقه ای مابین دو خلاء”.

سومین نقل قول را از توماس هابز می کنم و آن نیز “مرگ ما چونان پرشی به تاریکی” خواهد بود.

برخی ها می پرسند ما پس از مرگ به کجا می رویم، یا یک نگرش پوچ انگارانه به همان جایی می رویم که زمان دایناسورها بودیم. جایی در همین نزدیکی های تاریک و شاید هم روشن و سپید…

2 دیدگاه برای “چند نقل قول (۲۸__۴۱_۰۲۹-۰۰۱)

  1. با درور فراوان

    مرگ و زندگی، هستی و نیستی، هیچ چیز و همه چیز، همگی یک چیزند. اصولا ما از جایی نیامده ایم که بخواهیم به جایی برویم. ما ماحصل هستی هستیم و تا زمانی که تاس هستی ایجاب کند به این شکل وجود داریم و پس از مرگ صورت دیگری به خود می گیریم و نهایتا خاصیت ذهن مند بودن بواسطه این تغییر صورت جسممان از بین میرود. اصولا من درجواب کسانی که این پرسش را می کنند که پس از مرگ چه می شود؟، می گویم همان چیزی خواهد بود که قبل از تولد ما بوده. درواقع با تفکر به زمان نبود خود، یعنی قبل از دوران تولد همانقدر می هراسیم که به مرگ خود می اندیشیم.

    1. نگرگاه بسیار درستی است.
      فلسفه ی محض (یعنی فلسفه ای بدون هرگونه پیش فرض) همین چیزی را می گویند که شما در آن غور می کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *