نیمه ی خالی و شانس بقاء (۰۱۱-۰۰۹)

مثلی جهانی وجود دارد که می گوید: “نیمه ی پر لیوان را ببین!” این مثل صورت بندی های مختلفی داشته و تقریبا همه ی مردم جهان آن را شنیده اند. حوزه ی کاربرد این زبانزد معروف عمدتا در رابطه با خوش بینی و مثبت اندیشی است. اگرچه این جمله و گونه های مختلفش می توانند نقش هایی در زندگی بشر داشته باشند، اما من در اینجا می خواهم نشان دهم که این قسم جملات (بویژه همین جمله ی فوق) از اساس با مسیر تکاملی انسان افتراق دارند.

ما جوری تکامل پیدا کرده ایم که از نظر فعالیت های مغزی و بتبع آن رویدادهای ذهنی، متوجه چیزهایی باشیم که بنوعی کمبودهای ما تلقی شده و این کمبودها پاشنه های آشیلی هستند که احتمالا منتهی به نابودی ما گردند.

فرض کنید که یکی از اعضای یکی از گونه های اجدادی ما در نبردی دچار معلولیت در ناحیه ی پای خود شود. در این شرایط، این انسان نمای نخستین، یک پای سالم، دو دست سالم، دو چشم سالم و یک بدن تماما سالم دارد، بجز همان پای مزبور.

حال بفرض اینکه این انسان نما، بدون در نظر گرفتن این کمبود وارد دشت شده و در آنجا با یک موجود درنده مواجه گردد و در آن مجال چاره ای جز دویدن نداشته باشد؛ قاعدتا بیش از آنکه در آن لحظه ی خاص بخواهد به داشته های خود بیاندیشد، نداشته ی مزبور را در نظر می آورد. او نمی تواند که از چنگ این موجود درنده فرار کند و محکوم به نابودی است.

از این رو صرفا موجوداتی زنده مانده اند که بر خلاف او همواره ضعف ها و نقصان های خود را در نظر داشته تا با توجه به این مسئله خود را از موقعیت های خطرزا دور نگه دارند. در پایان خاطر نشان می کنم که شانس بقای آنانی که نیمه ی خالی را نگاه می کنند، در تاریخ تکامل بیشتر بوده است.

۱۱۷۹۱

6 دیدگاه برای “نیمه ی خالی و شانس بقاء (۰۱۱-۰۰۹)

  1. عرض ادب و احترام
    جناب دی داد عزیز این دومین مقاله از شما هست که می خونم و واقعا تحت تاثیر دیدگاه متفاوت شما قرار میگیرم .
    همیشه پاینده و سرافراز باشید

  2. بله کاملا درست است. نیمه پر را باید به موجودیت تقلیل داده و نیمه خالی را بر احتیاط قالب بندیم. در واقع پلی میان این دو نیمه زدن میتواند تعادلی بهتر از “خالی و پر بودن” به ما ارزانی کند. شاید اساس چیدن حقایق به وصول واقعیات، در گرو نگرش ما و ساختن پلهای ما به همین دو نیمه باشد!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.