انسان کامل (۰۰۳-۰۰۹)

در ادبیات علم مدیریت دو اصطلاح فرآیند و محصول، دو اصطلاح کاربردی هستند. بین این دو اصطلاح تفاوت جدی وجود دارد، اگرچه این دو عبارت ارتباط تنگاتنگی با یکدیگر دارند. این ترم های مدیریتی ریشه در اصطلاحات آشناتر ریاضیاتی دارند. فرآیند چیزی شبیه به تابع و محصول چیزی شبیه به خروجی تابع است. من می خواهم پای این عبارات را به فرآیند کمالخواهی بشری نیز باز کنم زیرا بر این باور هستم که این فرآیند، هم نیازمند تدبیرهای مدیریتی و هم نیازمند دقت ریاضیاتی است.

ایده ی انسان کامل یک ایده آل دست نیافتنی است. این خصلت دست نیافتنی بودن ریشه در دو مسئله ی کلی دارد: نخست اینکه یک ایده آل است و ایده آل ها به عالم غیرعینی تعلق داشته و هرگز در عالم عینی رقم نمی خورند و دوم اینکه شاید هرگز نتوان بمدد عقل و تجربه به تعریف مانع و جامعی از انسان کامل دست یافت. پس چه؟! آیا با عنایت به موارد فوق می بایست که کمالخواهی را برای همیشه به دست فراموشی سپرد؟! نه! اینگونه نیست. من کمالخواهی را نوعی فرآیند می دانم که می تواند بشکل دایمی موضوع یک بهبود مستمر قرار گیرد.

دقیقا همچون فرآیند تصفیه ی آب که خروجی (محصول) آن آب شیرینِ آشامیدنی است. این فرآیند در گذر هزاره ها روز به روز بهتر و بهینه تر گشته است و حصول محصول موردنظر را بنحو صحیح تری رقم زده است. پس انسان کامل خروجی یک فرآیند است که به اقتضای مکان و زمان در حال کامل تر شدن بوده و از سر این تکامل پیوسته، تحصیل خروجی مطلوب (انسان کامل) را بنحو شایسته تری تضمین می کند.

۱۱۷۸۰

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *