دی. اِن. اِی. آر. تی. (۲۳۹-۰۰۸)

(DNArT)

درخت یک ارگانیسم بسیار پیچیده است. ساختار درخت هم از منظر فیزیکی و هم از منظر بیوشیمی، ساختاری بنحو قابل ملاحظه پیچیده و خارق العاده است. درخت یک کارخانه ی تولید محصولات خوراکی است و این یعنی اینکه درخت بعنوان یک گیاه قادر است که خود، غذای مورد نیاز خود را از طریق فرآیند فتوسنتز (تبدیل انرژی نور خورشید به انرژی شیمیایی میوه ها) تامین کند. برخی درخت ها بیش از صد متر طول دارند و از اینرو می توان آن ها را بزرگترین موجودات زنده ی سطح کره ی زمین دانست.

درخت با این همه پیچیدگی از یک دانه ی چند سانتی متری خارج شده و طبق کد DNA موجود در دانه تکوین یافته و رشد می کند. من بر این باور هستم که که آینده ی ساخت و سازهای بشری نیز می بایست از خلال فناوری های مرتبط با دی. اِن. اِی. (DNA-related Technologies) باشد و این یعنی اینکه برای بشر در آینده هر گونه ساخت و سازی می بایست که بشکل سبز و سازگار با طبیعت از خلال مهندسی ژنتیک رقم بخورد.

برای این مهم در گام اول لازم است که بتوان محصولات مورد نیاز بشر (مثلا مبلمان، کفش، خوردو، پوشاک و غیره) را به زبان DNA ترجمه کرد. اگر ما بتوانیم که نسخه ی DNA هر محصولی را به دست آوریم، آنگاه قادر خواهیم بود که با گذاشتن آن DNA در یک کپسول (همچون یک تخم) و قرار دادن آن در خاک کارخانه، محصول مورد نظر را فرآوری کنیم.

کمپانی مرسدس بنز با اتومبیل کونسپت BioMe یعنی مرسدس بنز زنده پیشگام این نوع از تولیدات بیومکاترونیکی (یعنی تلفیق زیست شناسی، مکانیک و الکترونیک) بوده است. این اتومبیل قرار است که در آینده تولید گردد. یک خودرو هرگز به پیچیدگی یک درخت نیست و هنگامیکه یک درخت با آن همه پیچیدگی از یک تخم حاوی DNA حاصل می آید، چرا یک محصول ساده مثل ماشین را نتوانیم که از DNA بشکل خودجوش بیرون کشیم؟!

نکته ی شایان ذکر در رابطه با این قسم فناوری های DNA محور این است که خروجی ها همگی محصولاتی نه شبه-طبیعی بلکه طبیعی هستند. این محصولات مواد مورد نیاز فیزیک خود را از خاک گرفته، تولید می شوند و پس از رسیدن به انتهای چرخه ی حیات خویش دوباره بدون هرگونه دردسری به طبیعت باز می گردند.

البته از منظر اجرایی می بایست خاطرنشان کنم که منظور از خاک چیزی شبیه به خاک باغچه نیست. قاعدتا این کارخانجات در شرایط کاملا کنترل شده در فضاهایی که شاید بتوان آن ها را فضاهای ماتریکسی نامید مشغول به کاشت، داشت و برداشت محصولات DNA محور باشند.

سرعت تولید این محصولات همگی بتوسط ژن های محصول کنترل خواهد شد. قطعا به ثمر نشستن یک درخت در دل طبیعت به مدت زمان زیادی نیازمند است و قاعدتا در یک مزرعه ی تولید نمی توان برای تولید یک خودرو به این میزان منتظر ماند.

از منظر تخصصی این مسئله قابل کنترل است. با طراحی ژن هایی که می توانند فرآیند رشد را به سرعتی بالا برسانند (دقیقا شبیه به آن چیزی که در تولیدمثل باکتری ها و یا گسترش برخی سرطان ها رخ می دهد)، قادر خواهیم بود که تولید محصولات را از نظر فاکتور زمان نیز کنترل کنیم.

با عنایت به تمامی موارد فوق، من بر این باور هستم که تمامی فرآیندهای مرتبط با فعالیت های طراحی و ساخت محصولات در آینده چیزی جز فرآیندهای طراحی و ساخت ژن ها نخواهند بود. ما بجای طراحی یک سازه، DNA آن سازه را طراحی خواهیم کرد و این DNA بشکل مدیریت شده ای خود را ساخته و تبدیل به یک بنا و یا سازه می شود. مهم طراحی یک کفش نیست، مهم طراحی DNA یک کفش است. می توان ساختار یک کفش را به زبان DNA نوشت و سپس تُخم آن را کاشت و کفش مزبور را استحصال نمود.

قاعدتا در آینده نرم افزارهایی خواهند بود که شکل های طراحی شده ی ما بتوسط کامپیوتر را به زبان DNA ترجمه کنند و سپس این کامپیوتر با یک چاپگر DNA، DNA مزبور را در یک تخم (کپسول) جا داده و پس از آن این تخم به مزرعه ی تولید هدایت خواهد شد.

این تنها راهی است که بتوسطش قادر هستیم از آسیب حداکثری به طبیعت جلوگیری کنیم. بدین ترتیب هرآنچه که در طبیعت ساخته می شود از خودِ طبیعت سر برآورده است. طراحان صنعتی محصولات در آینده طراحان DNA محصولات هستند و در عصر DNA بشر به جایگاهی می رسد که ادعا کند می تواند همه چیز را از هیچِ DNA بیرون کشد.

۱۱۷۵۱ – ۱۱۷۴۹

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *