در هستی شناسی لایه های بنیادین (۰۰۷-۰۰۱)

الف) ارتباطات رفت و برگشتی:

پیشتر به ارتباطات رفت و برگشتی ۳ لایه ی اول اشاره ای شد که جا دارد به تبیین بیشتر آن ها بپردازیم. همانطور که گفته شد، سه لایه ی اول وجودِ آدمی یعنی جسم، ذهن و روان دارای حرکات خودکار نبوده و حرکت ها از لایه های بالاتر به این لایه ها انتقال پیدا می کنند. کوچکترین حرکتی در تک تک لایه ها در سطح ذهن تحلیل شده و این تحلیل ها و نتایج آن ها در سطح روان آدمی برای همیشه ثبت می شوند.

مشکلاتی که افراد معمولا در در اثر از دست دادن حافظه بدان دچار می شوند بدین علت است که سطح جسم وجودی آن ها دچار آسیب هایی می شود وگرنه از بین رفتن حافظه را نمی توان به سطوح متافیزیکی وجود آدمی نسبت داد. جنسیت این لایه ها به گونه ای است که خواص خود را در هم منعکس می کنند. شاید مثالی مادی در فهم این قضیه کمک کند:

ماستِ موجود در یک کیسه، آب خود را از لایه ی صافی کیسه بعلت تفاوت فشار و رطوبت دو سمتِ صافی از دست می دهد و غلیظ تر می شود. تمامی اتفاقات وجودی نیز در ذهن تحلیل شده و در سطح روان همانند مثال بالا ته نشین و ذخیره می گردند. اگر حادثه ای بیرونی در سطح ماده (خارج از جسم فرد) اتفاق افتد که بتوسط حواس ۵ گانه ی مادی فرد مشاهده گردد، در ذهن تحت قوانین منطقی آن که چکیده ی قوانین منطقی هستی است، تحلیل شده و نتیجه ی تحلیل ها در روان ذخیره می گردد.

اگر انگیزشی از سطح بالاترِ وجودشناختی آدمی بتوسط لایه ی روان به لایه های پایین تر منتقل گردد، خودِ انگیزش پس از تحلیل در ذهن دوباره در لایه ی روان ذخیره می گردد و این شکل ذخیره بتوسط ارتباطات رفت و برگشتی (رفت از ذهن به روان و برگشت بالعکس آن) ذخیره می گردد.

ب) ارتباطات تفکر و غریزه:

از یک جنبه تمامی تفکرات آدمی را می توان به دو دسته ی تفکرات ارادی و یا تفکرات غیرارادی (غریزی) تقسیم بندی نمود.

ب-۱) تفکرات ارادی: همانطور که از اسم آن ها پیداست، تفکراتی هستند که با انگیزش لایه ی اراده در سطح ذهن انجام می پذیرند و نوع و جنسیت آن ها تابع خواست اراده است. مثلا اینکه شما اراده می کنید که به اتفاقات تابستان گذشته در آن موقعیت خاص فکر کنید. در این قسم از تفکر، شما بشکل ارادی در لایه ی روان خود به دنبال مفاهیم ضبط شده ی مرتبط خواهید گشت و تحلیل های مرتبط با چنین نیازی را در ذهن خود خواستار خواهید بود {نکته: واحد انباشت حقایق (درک ها / مفهوم ها) در سطح روان = ۱ فهم (خود فهم ها از واحدهای حس شناختی ۵ گانه تشکیل می شوند)}.

ب-۲) تفکرات غیرارادی (غریزی): دوباره همانطور که از اسم این تفکرات پیداست، در این تفکرات، گردش لایه ی غریزه منجر به شکل گیری تحلیل هایی در سطح ذهن در ظرف روان شده و تفکراتی شکل می گیرند. همانطور که پیشتر گفته شد، انسان بشکل کلی تمایل به خنثی نگه داشتن لایه ی اراده دارد. در هستی هر سیستمی در راستای افزایش آنتروپی یا بی نظمی در حرکت است. این حرکت، حرکتی غیرارادی است، از این جهت برای اینکه افزایش آنتروپی روند کندتری را طی نماید، انسان بشکل تکاملی آموخته است که اراده ی خود را بشکلی خنثی نگه دارد تا از سرعت فزاینده ی چنین افزایش بی نظمی کاسته شود.

در این حالت که اراده خنثی و بدون گردش نگاه داشته می شود، لایه ی غریزه گردش کرده و گردش آن به لایه های پایین تر انتقال پیدا کرده و عمل تفکر شکل می گیرد. این تفکرات غیرارادی به کمک لایه ی غریزه انجام گرفته و فرد توانایی تعیین شرایط آن ها را ندارد، مگر اینکه دوباره اراده کرده و تفکراتی ارادی را جایگزین آن ها نماید.

ج) ضمیر خودآگاه:

ضمیر خودآگاه عملا به زمان هایی اطلاق می شود که فرد در آن بشکل ارادی در حال تفکر است و برای تمامی اعمال خود نیازمند تحلیل های ارادی است. انسان بشکل تکاملی کمتر در ضمیر خودآگاه است و بیشتر تمایل به خنثی نگه داشتن لایه ی اراده را داراست. بطور کلی تمامی تفکرات آدمی بجای آنکه یکی از ۳ شکل نوع I، II و یا III باشد، مخلوطی از آن هاست. از اینرو فرد در ضمیر خودآگاه خودش اگرچه نوع تفکر (۱، ۲ و یا ۳) و همچنین موضوع تفکر (انتخاب فهم ها از لایه ی روان) را انتخاب می کند اما نهایتا تفکر آدمی مخلوطی از ۳ نوع تفکر در ضمیر خودآگاه خواهد بود. این بدان معنی است که تفکر مجموعه ای از این ۳ نوع می باشد.

د) ضمیر ناخودآگاه:

ضمیر ناخودآگاه عبارت است از برآیند لایه ی غریزه و سطح روان فرد که چیزی جز مجموعه ای از تفکرات و بعضا رفتارهای غیرارادی نیست. مادامیکه اراده ی فرد خنثی نگه داشته شود، تفکراتی بشکل غیرارادی خواهیم داشت که این تفکرات معمولا منجر به انجام اعمالی در فاز ماده نیز می شوند. بعنوان مثال اگر فرد مدت زمان طولانی یکی از وسایل شخصی خود را در جای معینی قرار دهد، این قضیه در روان، ذخیره ی مجدد و مجدد شده و پس از یک مدت خاص، فرد برای برداشتن آن بدون صرف اراده به محل مشخص شده برای مطالبه ی آن قسم وسیله ی خاص رهسپار می شود.

حال اگر جای آن وسیله عوض شود، فرد در اولین مراجعه های خود بشکل غیرارادی بسمت جایگاه قبلی رهسپار می شود و این اعمال نتیجه ی عملکرد ضمیرناخودآگاه فرد می باشد که شناخت آن از اهمیت بسزایی برخوردار است. بطور کلی در رفتارگرایی با توجه به اینکه علت بسیاری ار اعمال ما عادات روانشناختی توصیف می شوند با درک این مقوله براحتی می توان بسیاری از عادات آزاردهنده را کنار گذاشت. تحلیل ضمیر ناخودآگاه مقوله ای حایز اهمیت است.

ه) خواب:

خواب ها عملا تفکرات غیرارادی در ضمیر ناخودآگاه هستند. فردی که خواب است از حالت ارادیِ فکر کردن آزاد می گردد. در این حین لایه ی غریزه در حال گردش خواهد بود و گردش این لایه، تفکراتی را در سطح ذهن و ظرف روان شکل می دهد که خواب ها را هستی می بخشند. تحلیل خواب ها از این جهت اهمیت دارد که نشان دهنده ی خواست های غریزی و خصوصیات فهم های انباشت شده ی روانشناختی فرد هستند.

بدین معنا که در خواب، انسان این فرصت را می یابد که بدون دخالت اراده و سرپوش های آن بر موارد ذخیره شده ی سطح روان به واکاوی این واقعیت که تمایلات غریزی من و یا انباشت های روانی من بطور کلی چه جهتی را برای من مشخص می کنند، بپردازد.

سرآخر اینکه هرگونه ادعاهای تعبیر خواب جز مواردی که به تحلیل ضمیر ناخودآگاه فرد بپردازند، دارای وجاهت دانش نبوده و خرافات محض هستند {نکته: تحلیل و تعبیر خواب = تحلیل ضمیر ناخودآگاه فرد}.

تاریخ نگارش: نیمه ی نخست سال ۸۹

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *