شراره ی انقلابات احساسی (۱۰۶-۰۰۸)

بعضی وقت ها ما آدمیان بعضی چیزها را می دانیم اما فقط یک انقلاب احساسی لازم است تا آن دانایی ها به منصه ی ظهور رسیده و در اعمال ما نیز متجلی گردند. این انقلابات احساسی که معمولا ریشه در محرک های بیرونی دارند، همچون شراره ی آتش بر انباری از مواد منفجره افتاده و آن انفجار مطلوب را رقم می زنند. انفجاری که انرژی آزاده کرده و پیکر سست و در گِل فرو رفته ی ما را به حرکت در می آورد، حرکتی که گاهی نیز از جنس پرواز است… این لحظات را باید قدر دانست.

بارها دیده و شنیده ایم که فلانی در اثر یک اتفاق در یک شب متحول شد و کلا انسان دیگری گشت؛ من در قبال این قسم توصیفات رویکردی شکاکانه دارم. فرد مزبور زمینه ی این تحول را سال های سال در نهاد خود پرورانده بوده است. او احتمالا برای مدت های مدیدی می دانسته که چه چیز بهتر است و یا اینکه چه چیز را می بایست که دنبال کرده و در زندگی اش رقم بزند، اما احتمالا جسارت کافی برای این امر را نداشته است، آنگاه همان شراره ای که در بالا بدآن اشاره کردم، به هنگام در آن برهه ی استثنایی به جان وی افتاده و او به آن طریق گُر گرفته و به پرواز در آمده است.

این دست انقلابات احساسی را می بایست که در زندگی غنیمت شمرد. آن ها اگرچه در کوتاه مدت دردآور و در ظاهر ضربه زننده هستند اما همان ها در طولانی مدت، شرایطی را رقم می زنند که بشویم آنچه زیبنده ی ماست، آنچه همواره طالبش بوده ایم…

4 دیدگاه برای “شراره ی انقلابات احساسی (۱۰۶-۰۰۸)

  1. با سلام
    دیداد عزیز مطمئن هستی این تغییرات همیشه مثبت هستند؟
    آدمهایی هم هستن که جسارت خیلی کارها رو ندارن و بعدا به دست میارن. آدمهایی که برای رسیدن به اهدافشون اگر راه پیدا نکنن بعد از مدتی اونقدر جسارت پیدا میکنن که بدترین بیراهه ها رو هم حاضرن برن و میرن و تو میمونی متعجب که آیا این همون آدمیه که من میشناختم؟
    این تجربه تلخ رو من داشتم که تغییرات عزیزترین کسانم رو ببینم.
    کلا رو آدمها نمیشه هیچ حسابی باز کرد مگر اینکه کل مسیر زندگیشون رو کاملا طی کرده باشن و دیگه فرصتی برای به باد دادن گذشته خودشون نداشته باشن. اونوقت میشه در موردشون داوری کرد.

    1. صرفنظر از مثبت و یا منفی بودن اعمال آدمی، تمام تلاش من در این نوشتار این بود که نشان دهم، عقل هیزم جمع می کند اما شراره ی حرکت از دستان احساس می افتد.

      1. درود بیکران
        این پتانسیل در افراد وجود دارد.آنچه در قالب انقلاب موجب فعلیت آن میشود ممکن است بواسطه ی افراد دیگر و یا تماشای فیلم و یا هر عامل بیرونی دیگر رخ دهد.و حقیقتا نمیتوان بدان بدبین بود.هرگونه تغییر در مسیر زندگی را می باید مثبت انگاشت.و برای ایجاد این واقعه قطعا احساسات هستند که نیابت عقل در دست گرفته و انسان را در انتخاب تغییر و راهی نو یاری/مجاب میکنند.
        من با این دست تغییرات موافق هستم.چون روند بدون تغییر پوچی است و لاجرم ضعف ما در انتخاب تغییر،دال بر پوچی زندگی نیست…
        “این انقلابات را باید غنیمت شمرد!”

  2. …sort of fly
    I hope it’s not sort of flying over MILAD TOWER1
    i’d preffer flying over the coockoo’s nest(remember the movie)

    About the folks overhere;they never change they’re naturally born changelings..

    Heart & mind don’t cooperate they mostly contradict each other.?

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.