دانش روز: پاسخ های نو به پرسش های کهن (۰۹۶-۰۰۸)

بشر از آغاز تا بدین روز همواره چندین پرسش بنیادین داشته است. شاید اصلا وجه ممیزه ی آدمی از ناآدمی همین پرسش هایی باشد که انسان تا انسان است از خود خواهد پرسید. پرسش هایی همچون جهان چگونه پیدایش یافته است؟ ما چرا اینجائیم؟ چرا چیزها هستند بجای آنکه نباشند و غیره…

این پرسش ها آنقدر مهم هستند که هر چقدر علم بشری پیشرفت کند، همچنان آدمی لازم می داند که برای نیل به پاسخ های قابل قبول تر، این پرسش ها را دوباره و دوباره مطرح کند. برخی ها این مسئله را چوبی بر سر علم کرده و استدلال می کنند که دانش بشری قادر به پاسخ دادن به این پرسش ها نبوده و لازم است که ما متوسل به پاسخ های عقیدتی و غیرعلمی در باب این سوالات شویم.

من با این مسئله مخالفم. توامان با پیشرفت دانش، ما قادر بوده ایم که پاسخ خود به این دست پرسش ها را کاملتر کنیم. پاسخ هایی که از طرفی نیز می بایست با یکدیگر یکپارچه و دارای خصلت های بنیادین مشابه باشند.

شاید سابق بر این، پاسخ به این پرسش ها از اساس با نوعی افتراق ماهوی مواجه بود، یعنی اینکه پاسخ دهندگان به پرسش نخست هرگز دلیلی نمی دیدند که بخواهند پاسخ به پرسش ۲ را نیز در همان چارچوب معرفتی دنبال کنند اما امروزه در علم، ما شاهد آن هستیم که مدل ها بخواهند تا تمامی پاسخ ها را در یک چارچوب سلسله مراتبی تحویل پذیر به یکدیگر به دست دهند.

پس کلام آخر اینکه ما بمدد علم نسل به نسل پاسخ های بهتر و از اساس مشترک تری را در قبال این پرسش ها فراهم خواهیم آورد و این یعنی همنوایی با ذات تکامل پذیر هستی و همه چیزِ درون آن…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *