شخصیت کمالگرا (۱۷__۱۷_۱۳۹-۰۰۲)

فردی که دارای اختلال شخصیتی OCPD است، گریزی از ژن های خود ندارد و این یعنی چه؟ این بدآن معناست که در این فرد عملکرد ژن ها تمایلات این چنینی را بر می انگیزد و چنین خواست هایی یعنی خواست هایی مبتنی بر نیاز وی به نظم و چیزهایی از این دست همواره در وی زنده می گردند.

تنها راهِ پیشِ رو این فرد تعدیل تظاهرات بیرونی وسواس است. این فرد بالقوه وسواسی است. تنها کاری که می تواند بکند این است که بالفعل جنبه هایی از این وسواسِ نهادینه در خود را بروز دهد که در راستای موفقیت وی باشند. این مقوله تعدیل عینیات وسواس های اوست. فرآیند تعدیل با نوعی تفکر همراه است. این تفکر می تواند منجر به پیدا کردن به-روش های زندگی با توجه به ظرف مکانی – زمانی وی گردد.

بهرحال گریزی از این جبرهای ژنی نیست. یا باید با توسل به دارو تلاش در خنثی کردن آثار آنها کرد و یا اینکه این جبر را پذیرفت و با همکاری با وی نتایج درخشانی را حاصل کرد. اگر این فرد جنبه های مثبت این وسواس را در نظر آورد، تفکری استراتژیک را پیشه کرده است.

3 دیدگاه برای “شخصیت کمالگرا (۱۷__۱۷_۱۳۹-۰۰۲)

    1. هدف من از راه اندازی این وب سایت، فراهم آوردن یک پایگاه داده برای جمع آوری مقالات آکادمیک نبوده است چه این دست جمع آوری ها کمترین جذابیتی برای بنده ندارند…
      حوزه های پژوهشی مدنظر من تا حد زیادی وسیع بنظر رسیده و روش تحقیق من از آنچه بعنوان پارادایم “پژوهش تخصصی” یاد می شود، فاصله ای چشمگیر داشته و به رویکردهای کلاسیک نزدیک تر است.
      از این رو در باب موضوعات پیش کشیده ی علمی نیز نوشتارها بیش تر رنگ و لُعاب فلسفه ی آن حوزه را داشته و کمتر قالب استاندارد دانشگاهی را دارند. این اجتناب از فرمت آکادمیک بشکل عامدانه ای بوده و من تمام تلاش خود را مصروف داشته ام که ذره ای به آن سمت میل نکنم زیرا که آن سبک و سیاق را در راستای هدفم نپسندیده و بیشتر از جنس ظواهر قلمداد می کنم، اینکه زیاد شاهدیم کسی مقاله ای چاپ کند اما علمی راجع به آن نداشته باشد که خروجی اش تخفیف شأن دانش و بیزار نمودن سایرین از آن است.
      پس من بعنوان یک پژوهشگر آزاد خرسندم که (حداقل در اینجا) مجبور نباشم نگرگاه های خود در تحقیق فلسفی – علمی را به فرمت دانشگاهی بیآلایم!

      1. Regardless of a lot of pretentious superficial & meaningless attempts in academic approaches it’s of great value in education & sharing knowledge among people & rejecting all it’s achievements seems unfair,it’s giving way to scholastic’s that leads us nowhere;especially in a very complex world which every word and notion has many different meanings or indications in
        different categories.
        Most of posts here are great exquisite & full of feelgins & understandigs to share but few pieces set viewer in an ambivalent position;there pops up some obscure word that imply some abstrusive indication as if from nowhere and then dwindles into obscurity& abstrusion the way it had appeared.It’s not meant to be an educational attempt in an academic way ,i know but there had to be some attempt to communicate truly & throughly(almost) or not?Here a hint a tip some this & that helps to convey some feelings,highlight some meaning lighten the burden of difficulties that awaits the poor user & save him from MISunderstanding & going insane!
        The ultimate point is who is supposed to be the wiever;a mathematitian,a psychologist or a what.Thanks god there’s a vast realm of philosciences in here that can be absorbed by many different types who are really got involved in that sort of things,but it’s always worth to communiate wider &deeper.and to prevent misunderstanig & that the connection is right & safe & without any dangerous side-effects thats the hell of it in any attempt to communicate that scares me to death…

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *