پس انداز (۱۱۱-۰۰۲)

گروهی از آدمیان در امر پس انداز بسیار موفقند! گروهی دیگر اینگونه نیستند. من نمی خواهم از شکل مرضی پس انداز یا همان خست بیمارگونه صحبت کنم، ضمنا روی صحبت من با آن دست از مخاطبینی است که معنای پس انداز منطقی را درک می کنند.

شاید علت اصلی پس انداز، نوعی دوراندیشی ترس محور باشد. ما در جهانی زندگی می کنیم که کامل نیست و می دانیم که برای دریافت خدمات می بایست هزینه کنیم. ممکن است زمانی دیگر نتوانیم خود ارایه کننده ی خدمتی باشیم که در مقابلش وجهی دریافت داریم و چون در آن زمان دیگر فریادرسی برای ما نخواهد بود، از آن جهت متمایل به پس انداز نمودن بخشی از درآمدهای فعلی مان هستیم تا همواره از نظر مالی مستقل و از نظر روانی آرام باشیم.

شاید برای افراد ولخرج که در حال میخکوب شده اند، این سخت باشد که بفهمند چگونه عده ای قادرند بر لذات آنی خویش پا گذاشته و به فکر آینده ای نامعلوم باشند. این ولخرجان کوته اندیش، شاید حتی خیال باطل کنند که افراد پس انداز کننده دیوانه اند چون شاید همین فردا بمیرند و لذتی از پول های انباشته ی خود مبرند.

من خود بعنوان فردی مقتصد، قصد دارم که پاسخ ایشان را در این جا بدهم. افرادی که پس انداز می کنند در اتمسفری رشد یافته اند که پاسخ هایی در ایشان تقویت شده و حالی روانشناختی را رقم زده است بنحویکه اگر پس انداز نکنند، بیش از اینکه پول های خود را برای ورّاثشان به ارث نهند، رنج خواهند برد. بعبارتی رنج پس انداز نکردن برای ما بسی بیشتر از رنج خرج نکردن پول هایمان است!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.