پستاندار (۰۹۸-۰۰۲)

به یاد دارم که در دوران کودکی، بعلت نوع خاصی از تربیت که از آن بهره برده بودم (تربیت اصیل) نمی توانستم همچون همسالان خویش، به خیلی از مسایل بخندم. نیک به خاطر می آورم که در همان سال اول دبستان، موضوعاتی که برای سایرین جذاب بودند و آن ها را به خنده وا می داشتند، برای من کوچکترین انگیزشی جهت خنده ایجاد نمی کردند بنحویکه حتی آن ها را لوده ارزیابی می نمودم.

یکی از جمله واژگانی که برای کودکان سال های آغازین دبستان که تازه با واژگان علمی آشنا می شدند، خنده برانگیز جلوه می نمود، واژه ی پستاندار بود. این خیلی عجیب است که فرزند آدمی بنحوی تربیت می گردد که تمامی کژاندیشی های بزرگترهای خانواده ی خود را به ارث می برد.

قاعدتا از آنجاییکه خودِ پستان (چه در زنان و چه در مردان) محلی برای تحریک جنسی است، محل توجه نیز می شود و این محل توجه بودن، آن را این چنین در نزد عوام، مهم جلوه می دهد تا برایش جوک ها ساخته و به کودکان خود از طرق مستقیم و غیرمستقیم بیاموزند و آن ها را روانه اجتماع کرده و به این ترتیب به علایق خوار و خفیف خود و جوک هایی که ریشه در ناکامی های جنسی شان دارد، حالت وراثتی ببخشند.

هنوز انسان های بالغی را می بینم که به این واژه می خندند و یا آن را با خجالت به زبان می آورند! آن ها همان هایی هستند که با ادبیات علمی نمی توانند راجع به .س.ک.س. صحبت کنند و در مواجهه با آن، خندیده و خجل می شوند اما رکیک ترین فحش های جنسی، نقل و نبات دهانشان است. وضعیتی که من آن را از کودکی خنده آور ارزیابی می نمودم، البته برخلاف سایر همسالان خود…

یک دیدگاه برای “پستاندار (۰۹۸-۰۰۲)

  1. دقیقا درست میگید
    و چقدر زیبا دلایلش رو بیان کردید
    کوچیکتر که بودیم میخندیدیم الان خجالت میکشیم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *