رنگ ها (۰۹۳-۰۰۲)

یک گاو، یک دسته علوفه را خاکستری می بیند و ما آدمیان همان را سبز رنگ می بینیم! حالا شما به من بگویید که یک دسته علوفه در فصل بهار چه رنگی است؟ برای پاسخ دادن به این پرسش می بایست در گام اول بدانیم که رنگ مقوله ای ذاتی (گوهری) نیست و خصلتی ثانویه است.

اینکه علوفه در-خود چه رنگی است، چیزی نیست که ما بتوانیم بدانیم. اصلا بهتر است بگوییم که رنگ چیزها-در-خود عملا انگاره ای پوچ و بلاموضوع است. رنگ زمانی معنا پیدا می کند که نوری به چیزی بتابد و بازتابش آن بتوسط ارگانی در بدن سوژه ای شناسا (در این مثال خاص، چشم یک جاندار) دریافت شده و به مغز منتقل گردد و حالتی ایجاد شود که رنگ خاصی ارزیابی گردد. پس رنگ ها حقیقتا در خودِ چیزها نیستند بلکه از تجمیع ما (جانداران چشم دار) و جسم چیزها در ذهن ما هستومند می گردند.

از منظر علمی نیز یک دسته علوفه از آن جهت برای چشم ما انسان ها سبز رنگ است که تمامی طول موج های دیدنی را جذب می کند جز طول موج رنگ سبز را! پس علوفه آن طول موج را انعکاس داده و ما آن را سبز می بینیم چون مغز ما جوری تکامل یافته که از دریافت آن طول موج خاص بتوسط عصب بیناییِ متصل به شبکیه ی کره ی چشم، حس رنگ سبز را در ما بوجود آورد. نهایتا ذهن نیز با مولفه ی مشارکت، آن احساس را به آن تأثر حسی بیرونی سنجاق کرده و یک دسته علوفه سبز می شود! چه تجربه ی عجیبی!!!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *