غار (۰۹۰-۰۰۲)

غار و داستانهایش ارتباط تنگاتنگی با کمال آدمی داشته است. انسان از آن زمان که غارنشین بود و غار را بعنوان مأمن و خانه ی خود برگزید، در گام اول خود را از جهان پیرامون جدا نمود و سپس بر آن چیره شد… استعاره ی غار نیز از زمان افلاطون جایگاه خود را در ادبیات عامه پیدا کرده است. نقش غار چیست؟ غار کجاست؟ و کلی پرسش دیگری از این دست در زندگی ما را احاطه کرده اند.

در این جا معنای غاز برای من پیله است. آنجاییکه به آن در تنهایی مان پناه می بریم. غار تنهایی ها… آدمی هنوز غارنشین است. غارنشینی وسط جامعه ی متمدن! برای پرواز می بایست مدتی غارنشین شد. کرمی که غارِ پیله به دور خود می تند تا دیگر کرم نماند.

غار دورخیز است. همان دورخیزی که برای پرش به آن نیاز داریم. همان سرایی که در آن با خود به دور از هرگونه رودربایستی می نشینیم و روبرو می شویم. جاییکه صرفا برای ماست. جاییکه خود برای خود بر می گزینیم، به آن پناه می بریم و مبدا پرواز ماست.

می گویند غار تاریک است. می گویند غار سرد است و خوفناک! شاید همان لحظات تاریکی، سردی و خوف تنهایی است که غار کمالمان را در دل کوه وجودیمان حفر نموده و ما را در آن فرود می آورد! شاید همین لحظات تاریک است که در آن روشنایی را جستجو می کنیم. شاید همین دالان تاریک است که ما را به نور می رساند. آیا مگر غارّ بدون روزن، بدون هرگونه راه خروجی به سمت نور هم، غار است؟!

{برای تو ای غارنشین، روزنی به سمت نور آرزومندم؛ که غار یعنی روزن…}

3 دیدگاه برای “غار (۰۹۰-۰۰۲)

  1. به نظر من اگه گاهی اوقات این تنهایی ها و غار نشینی های گاهو بی گاهمون نبود من به شخصه به اعمال و افکارم چه خوب چه بد فکر نمیکردم تو جمع قدرت تفکر و تصمیم درست سخته برام
    حالا باز احساس میکنم که از این تنهایی باید استفاده های بیشتری ببرم

پاسخ دادن به دی داد لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *