فرار (۰۷۳-۰۰۲)

خیلی وقت ها، هنگامیکه به جریان زندگی خود نظر افکنده ام، خود را در حال فرار یافته ام. فرار از رویارویی با برخی از واقعیت ها و مسایل! من خود، فرار را نوعی استراتژی می دانم.

یک تحلیل استراتژیک یعنی عملا واقف شدن به نقاط قوت و ضعف، فرصت ها و تهدیدها بنحویکه تلاش کنیم نقاط ضعف را به نقاط قوت تبدیل کرده و تهدیدها را فرصت کنیم. از این رو، فرار گاهی اوقات این شانس را به ما می دهد.

کسی که می داند کِی می بایست مانده و کِی فرار کند، عملا فردی است که رویکردی استراتژیک نسبت به ضعف ها و تهدیدهای موجود در زندگی خود داراست. پس من عملا فرار را به شرط آنکه بدآن اندیشیده باشم، حرکتی استراتژیک ارزیابی می کنم.

البته فرار هم مثل هر مقوله ی دیگری در اخلاق …..، اشکال اخلاقی، غیراخلاقی و خنثی داراست که می بایست تلاش نمود تا این اقسام فرار با یکدیگر خلط نشوند:

فرار اخلاقی، آن قسم از فرار است که در آن، ما به ضعف خود نسبت به برطرف نمودن تهدید بیرونی واقفیم. ضعفی که علل مختلفی دارد و عملا چیزی نیست که بتوان آن را فی المجلس رفع و رجوع نمود.

فرار خنثی را می بایست از عواقب آن شناخت. مثلا فرار از مواجهه با موقعیتی که ماندن نیز نتیجه ای متفاوت از فرار کردن نداشته باشد.

فرار غیراخلاقی، آن قسم از فرار است که در آن می دانیم، موقعیت پیش رو در حیطه ی توانمندی های ماست و عملا فرصتی است که سودی کثیر در دل دارد. فرار غیراخلاقی عملا فرار از فرصت های زندگی است!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.