آداب تفکر (۰۳۹-۰۰۲)

گاهی اوقات وقتی که مثلا در خیابان در حال قدم زدن هستیم، چیزهایی می خوریم. بعنوان مثال بستنی، یک بطری آب، یک قوطی آبمیوه و غیره… برای خوردن این دست چیزها لزومی ندارد که حتما پشت میز بنشینیم!

اما چیزهایی نیز وجود دارند که نمی توان آن ها را در حین راه رفتن خورد، مثلا یک کاسه سوپ هنگامیکه سرما خورده ایم و یا یک پرس برنج رنگین کمان هنگامیکه به محفلی دعوت شده ایم. این عملا جنس غدا (خوراک) است که مشخص می کند آیا می تواند در حین راه رفتن تناول شود، یا که خیر! فکر کردن که عملا خوراک روان ماست نیز به همین ترتیب است.

همانطور که برای زنده ماندن جسم، خوراک تهیه می کنیم و می خوریم، برای زنده ماندن روان (جان) خود نیز به خوراک فکری نیازمندیم. دوباره بطریق اولی همانطور که نمی توان وعده های اصلی را در حین راه رفتن خورد، فکر مهم نیز در حین راه رفتن و یا انجام کارهای دیگر به درستی به خورد جان ما نمی رود.

اگرچه همچون بستنی و آبمیوه، فکرهای کم ارزش را نیز می توان حتی در حین رانندگی، قدم زدن و یا حتی انجام کارهای دیگر کرد اما فکرهای بزرگ را مثل وعده های مهم خوراک می بایست پشت میز، در حال نشسته و همچون رعایت آداب سفره، با رعایت نمودن آداب تفکر به جا آورد.

برای اندیشمندی که تفکر یکی از فعالیت های اصلی کار و زندگانی اوست، آداب تفکر از اهمیت بسزایی برخوردار است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *