بدبختی بشری (۰۵۹-۰۰۸)

برخی عصرها که برای مطالعه، تفکر و یا نوشتن به کافه های محله می روم، شاهد هستم افرادی که با هم رابطه ی رمانتیک و یا همسری داشته، دو نفری به کافه می آیند تا لحظاتی بودنِ در کنار یکدیگر را غنیمت شمارند. در کمال تعجب مشاهده می کنم که مشتریان این چنینی در بیش از هشتاد درصد موارد، کمترین توجهی به یکدیگر ندارند.

وقتی هر از چند گاهی به چهره های آن ها دقیق می شوم، متوجه می گردم که کمترین ذوق و شوقی در نگاه ایشان نسبت به یکدیگر وجود ندارد. بجای اینکه دو یار غرق تماشای یکدیگر شده و تماما هر آنچه را که غیرِ یار است به فراموشی سپارند، متاسفانه بر عکس آن را ملاحظه می کنم، یعنی هر چیزی غیر از یار در صدر توجه افراد مزبور قرار می گیرد:

کمتر به هم نگاه می کنند؛ عمدتا نگاه هایشان  به سایرین و یا در و دیوار کافه است؛ وقتی یکی شان پس از وقفه ای طولانی جمله ای بر زبان می آورد، دیگری بدون نگاه کردن به او از سر بی حوصلگی کله ای تکان داده و یا شانه ای بالا می ندازد؛ از همه بدتر ظهور تلفن های همراه هوشمند و چت کردن های این عزیزان در مقابل یکدیگر است!!!

یاد مثل قدیمی “نقد را ول کردن و نسیه را چسبیدن” می افتم. شادابی این دست رابطه ها همگی از اساس رخت هجران بسته است. گویا این نفرین عادت کردن است که این چنین جذاب ترین جنبه های زندگی را در نگاهمان بی رنگ و رو می سازد. گویا همگان همواره آن “چیزی” را خواسته ایم که “چیزِ-دیگری” بوده است و حقا که این از نشانه های بدبختی بشری است…

4 دیدگاه برای “بدبختی بشری (۰۵۹-۰۰۸)

  1. (برخی)آدمی مادامی که به دستیافت رسد،محلی از اعراب بر آن یافته ندارد.گویا یقین دارد که امکان از دست دادن آن داشته هرگز وجود ندارد.چه آن یافته یک همراه باشد خواه یک شی….

  2. به نظر من مَثَلِ معروف مرغ همسایه غازه گریبانه بیشتر آدمارو گرفته.
    یا همون عادتی که گفتید آدما عادی میشن برای هم جوری که یادمون میره این شخص یا شیئی که جلومونه یه روزی با تموم وجود میخواستیم به دستش بیاریم.
    یا شایدم انتخابمون اشتباه بوده.

    1. انگلیسی ها مَثَلی دارند که می گوید: “چمن همسایه سبزتر بنظر می رسد!”

      قسمت آخر فرمایش شما نیر کاملا قابل تامل است: گاهی انتخاب های ما اشتباه هستند…

  3. مقصود صرف این دلخواهشا نیست.چه این امر بدیهی ست و افراد با کمی خویشتن داری میتوانند این دست نیازها را بر کف اراده داشته باشند.عرض ما دستاوردهایی ست که بدان واسطه میتوان جاوید شد.تالستوی به روایت س.ح(سروش حبیبی) پاره ای از موفقیتهایش از جمله جنگ و صلح را مرهون همسرش (بعنوان همراه) است .و نیز هاوکینگ با مطلبی در تکه روزنامه ای (شی)یکی از نظریات فیزیکی مهم خود را ارایه کرد…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.