یاری (۳۶۵-۰۰۷)

آن هایی که در ایران زندگی کرده اند، حتما ماشین های بازیافت زباله ها را دیده اند. برخی از این وسایل برای شرکت های خصوصی هستند که عملا ماشین نیستند بلکه واگن هایی هستند که به یک موتورسیکلت وصل شده اند و عمدتا بتوسط نوجوانان هدایت می شوند. نوجوانانی که متاسفانه خیلی کثیف هستند و از سنین پایین به این کار رقت انگیز گمارده شده اند.

در شب جشن تولدی که یکی از دانشجویانم با کمی تاخیر برایم گرفته بود در حال بازگشت به خانه متاسفانه در اثر یک اشتباه در وسط اتوبان از ماشین پیاده شدم و مدت مدیدی را منتظر گرفتن تاکسی بودم. برای من این شرایط لحظاتی دوست داشتنی است که به انتظار تحقق عدل هستی خوش می گذرانم و همیشه بهترین چیز با دستان گرم هستی به من تقدیم می شود.

در این اثنا یکی از موتورهای حمل زباله که البته خالی از آشغال بود جلوی پای من ترمز کرد و نوجوان راننده با چهره ای کر و کثیف اما بسیار مهربان و خندان پیشنهاد داد که رایگان مرا برساند. اگرچه من درخواست و لطف این موجود خداگونه را رد کردم اما عملش تبلور یاری حقیقی یک انسان بود.

{زنده باد یاری!}

یک دیدگاه برای “یاری (۳۶۵-۰۰۷)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.