هماهنگی (۳۵۸-۰۰۷)

افرادی را که عاشقانه دوست می داریم، چند صباحی که می گذرد، حس اول خود نسبت به ایشان را از دست می دهیم. این تغییر احساس گاهی آن قدر شدید است که حتی برای خودمان سوال پیش می آید که چگونه زمانی حتی می توانسته ایم آن ها را تحمل کنیم چه برسد به اینکه عاشقانه دوستشان داشته باشیم؟!

زمانیکه گرسنه هستیم گمان می کنیم که هرگز سیر نخواهیم شد و زمانی که سیریم گمانمان بر این است که گرسنگی دیگر در کار نخواهد بود. زمانیکه از افسردگی شدید و حتی شکل کلینیکی آن رنج می بریم، گمان می کنیم که هرگز بهبود نخواهیم یافت و زمانیکه بهبود یافته ایم، به روزهای مریضی روانی خویش لبخندی از سر تمسخر نثار می کنیم. حتی با اینکه این را در حال حاضر می دانیم، زمانیکه دوباره افسرده شویم، همین حرف های اکنون را نیز باور نخواهیم کرد.

مادامیکه اینگونه زیست می کنیم، می توان مطمئن بود که هنوز از هماهنگی وجودی با خویشتن خویش بهره مند نگشته ایم. هماهنگی وجودی آن دست از هماهنگی است که بر پایه ی اصل تفکر منطقی بنا می گردد. در زمان حصول این هماهنگی، بعد عقلانی بر بعد غریزی (احساسی) می چربد!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.