هدیه (۳۵۵-۰۰۷)

(دِهِش)

زمانیکه فرد تنهاست، حتی دلش برای خودش نیز تنگ خواهد شد. مکانیسم این دلتنگی موضوعی است که قصد دارم در این نوشتار بدان بپردازم. این دیگران هستند که بعضا با حضورشان بستری را فراهم می آورند تا آدمی بگونه ای رفتار کند و جنبه هایی از وجود خویش را به منصه ی ظهور رساند.

سوای آن، این گاهی دیگران هستند که حضورشان و انگیزه ی محل توجه قرار گرفتن بتوسط ایشان، سبب ساز این می شود که به وجوهی از وجوه ناشناخته ی خود پی ببریم و یا اینکه دلیلی شوند برای این که در جمعشان بدرخشیم {صدالبته که آنان می بایست انسان های همجنس (هم گوهره) و هم رده ی خودمان باشند}، اما در کل، این حضور دیگری است که ذوق بهتر بودن را در آدمی پرورش می دهد!

بدین روی، در انزوا و تنهایی، آدمیانِ فرزانه دلشان برای آن جنبه هایی از خودشان که مجال حضورش صرفا در جمع به دست می آید، تنگ خواهد شد. از این رو نتیجه گیری من از این بحث این است که اگر می خواهید به فردی بزرگوار و ارزشمند هدیه ای بدهید با حضورتان شرایطی را فراهم کنید تا ایشان از جنبه های مغفول خود دوباره بهره مند گردد.

بزرگترین لطف شما در حق انسان های بزرگ این است که اسبابی را فراهم آورید تا ایشان در جمع شما از بزرگی وجود خودشان بهره مند گردند!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.