وسوسه (۳۵۱-۰۰۷)

(بازخواهش)

شاید برای همه ی ما بارها و بارها پیش آمده باشد که در اثر حادثه ای تصمیمی بگیریم ولی پس از قرار گرفتن در موقعیت، وسوسه شویم که به تصمیم خویش پایبند نمانیم. من این حالت را در تمامی مراحل زندگی خود تجربه کرده ام، مخصوصا زمانیکه بخاطر وسواسم (که در برهه هایی از زندگی حالت بیمارگونه به خود می گرفت و من را درگیر کمالگرایی افراطی می کرد)، وسوسه ها به سراغ من می آمدند!

دچار شدن به این حالات باعث می شد که برای پایان دادن به آن، اعمالی را انجام دهم که بموجبشان و با یادآوریشان دست از تشریفات مبارزه با وسواس خود بردارم؛ اما هر بار دوباره وسواس به سراغ من می آمد که مثلا این بار برای ارتکاب به تشریفات، زمانِ بهتری است و یا اینکه دفعه ی قبل به اندازه ی کافی رضایت بخش نبود.

بارها به خود گفته ام که جای بسی تعجب است که در این دوره ی بسیار سخت، مشکلی حاد بر من عارض نگشت؛ هرچند از نظر روانی فشار بسیاری را تحمل کرده و این قضیه مرا مستعد ناراحتی های عصبی کرده است. با ذکر این شرح مصیبت، فقط خواستم یادآوری کنم که وسوسه و وسواس هم ریشه اند و رابطه ای رفت و برگشتی بین آن ها برقرار است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.