واژگان (۳۴۶-۰۰۷)

واژگانی که از آن ها بهره می جوئیم، بعد نظری وجود ما هستند و همین واژگانند که نهایتا اعمال ما را می سازند. اعمال ما همان واژگان ما هستند؛ اما این بار در ساحتی متفاوت… یعنی ساحت عمل! واژگان آنچنان بر افکار ما تاثیر گذراند که می توان قایل به هم ارزی واژگان و تفکر بود.

اگرچه همه ی تفکر را می توان به تصویر فروکاهید، اما همه ی این تصاویر برای منتقل شدن به دیگران نیازمند واژه شدن هستند. این یعنی اینکه اگر بخواهیم تصاویر ذهنی خود را به دیگران انتقال دهیم، می بایست آن ها را واژه کنیم. شاید هنر نیز خود “واژه ای” است برای انتقال این تصاویر ذهنی… در انتخاب واژگان مستعمل در تفکرات و یا مکالماتِ خود می بایست حداکثر دقت را بنمائیم چون همین واژگان هستند که حیات ما را می سازند.

من این را قرائتی زبانشناختی از علم روانشناسی (روانشناسی زبانگرا) می دانم. عموم مردم گمان می کنند که این موقعیت ها و یا اعمال هستند که استعمال واژگان خاصی را به دنبال دارند، اما من رویکردی ۱۸۰ درجه مخالف این را یادآوری می کنم بگونه ای که اذعان می کنم این استعمال واژگان خاص است که موقعیتی خاص را می سازد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.