نور (۳۴۳-۰۰۷)

(پرتو)

از کودکی به یاد می آورم که روزهای روشنِ بادی را بسیار دوست می داشتم. علی الخصوص موقع ظهر را که آرامشی عجیب در محل زندگی مان حاکم می شد. باد می وزید، حفاظ های حیاط تکان می خوردند و از تکان خوردن آن ها صدای دلنشینی خاطر مرا آسوده می ساخت. در آن گاه ها عمدتا من و مادرم در خانه تنها بودیم. سایر اعضای خانواده همگی محصل مدرسه بودند و پدر نیز سرِ کار.

خوب به یاد دارم که در هنگام رفتن اعضای خانواده و پس از خوردن ناهار به رادیو گوش می کردیم و من به دنبال موضوعاتی برای اقناع کنجکاوی هایم بودم. شاید خاطره ی خوش آن روزهای روشن است که من این چنین عاشق نورم؛ البته فقط و فقط نور طبیعی! به هر جا که پا می گذارم، اولین کار من کنار زدن پرده ها و گشودن پنجره هاست.

نور برای من نشانه ی حیات و آزادی است. من فردی بسیار نوردوست (نورپسند) هستم و همواره این خصلت من بنوعی در تضاد با عادت غالب یعنی نورهراسی بوده است. نور حتی مظهر حقیقت است. حقیقتی که می آید و در پرتو روشناییِ آن، راه ها از بیراهه ها مشخص می شوند!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.