ناخودآگاه (۳۳۶-۰۰۷)

در پیرامون ناخودآگاه در خلال کارهایم چیزهای زیادی نوشته ام، اما این بار قصد دارم که با رویکردی کاملا متفاوت به این قضیه بنگرم.

لباس های خود را نظر بگیرید. قبل از آنکه آن ها را بپوشیم، شکلی قایم به ذات خود دارند. فرم آن ها منحصر به خودشان است. ترکیبشان دست نخورده است. اما وقتی مدتی مدید پوشیده می شوند، آن گاه شکل تن ما را به خود می گیرند، بنحویکه تن کس دیگری نمی شوند. کفش پس از مدتی شکل پای ما را به خود می گیرد. حتی وقتی تلاش می کنیم که آن ها را به وضع اولشان دربیاوریم، دوباره پس از مدتی وضع ثانویه ی خود را پیدا می کنند.

وجود ذهنی آدمی نیز بر همین منوال است. کارهایی می کنیم؛ این کارها وضع این وجود ذهنی را متغیر می سازند و بنا به کیفیت این کارها این وضع بشکل خاصی قوام می یابد و سپس همیشه به طرف نقطه ی ثقل خود لنگر می اندازد. این لنگر انداختن آن ها، عادات ما خواهند بود. عاداتی که از ناخودآگاه ما سر بر می آورند. ناخودآگاه ما همانند شکل ثانویه ی لباس هایمان، شکل تغیر یافته ی وجود ذهنی ماست. شکلی که تغییرش به این راحتی ها ممکن نیست و شاید هم ناشدنی باشد… پس بیائیم مراقب ناخودآگاه مان باشیم…

ایدون باد!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.