مانع (۳۰۳-۰۰۷)

(روایستا / راه بند)

این روزها احساس می کنم که وجودم به بادکنکی می ماند که خیلی سریع و سهل با اندک حرارت و یا کمترین تحریکی می توان آن را ترکاند و یا چوب خشکی که با کمی فشار از وسط خرد می شود و یا حتی حبابی که برای غیب شدنش، یک نسیم بی رمق هم کفایت می کند.

البته مشکلات بیرونی در این برهه از زمان بضرس قاطع بسیار کمتر و کوچکتر از مشکلات چند ساله ی اخیر است، اما این خودِ من هستم که از آن زمان، بسیار ضعیف تر و نحیف تر گشته ام. این گمان ها در رابطه با خودم چیزهایی نیستند که بتوان آن ها را در دنیای بیرون یافت، بل همه چیزهایی در درون خویشتن من هستند که این چنین مرا از پای درآورده اند.

گاهی اوقات موانع در دنیای بیرونند، گاهی اوقات هم در دنیای درون! من در حال حاضر در مخمصه ای به سر می برم که موانعش بیشتر در ذهن خود من هستند تا بر سطح جاده های پیش رویم در فضای واقعی! همواره در حین تدریس به دانشجویان خویش گفته ام: پدیداری که همچون مانع بنظر می رسد با تغییر رویکردمان پلی می شود برای نیل به اهداف… باور کنید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.